خطای تصمیم گیری بر مبنای همبستگی میان پدیده‌ها

انسان ناخواسته در جست‌وجوی یافتن علت برای پدیده‌هایی‌ست که در زندگی روزمره با آنها مواجه می‌شود. این تمایل ذهنی و فطری در بسیاری از مواقع درک ما را از علل و ریشه‌های وقوع رخدادها و پدیده‌ها تحت تاثیر قرار می‌دهد و سبب تحلیل‌های غیرواقعی و حتی اشتباه می‌شود. اتکا به چنین تحلیل‌هایی به عنوان مبنا و منطق تصمیم‌‌ها در سطوح مختلف ملی، کسب‌وکار و حتی فردی یک خطای تصمیم گیری است و اجتناب از این خطا نیازمند تفکیک و تمایز میان همبستگی و علیّت است. هنگامی‌که برای تصمیم‌گیری‌های مدیریتی از همبستگی بین رخدادها و پدیده‌ها استفاده می‌کنیم، باید به دو نکته کلیدی توجه داشته باشیم: (۱) همبستگی میان دو پدیده ممکن است ارتباطی با رابطه علّی میان آنها نداشته باشد. به عبارت دیگر، ممکن است در یک سازمان همبستگی مثبت و قدرتمندی میان تعداد محصولات مرجوعی و حجم تولید وجود داشته باشد، اما بدیهی‌ست که این همبستگی نمی‌تواند دقیقاً بازگوکننده علت‌ مرجوع‌شدن محصولات باشد. (۲) همبستگی عمدتاً فاقد جهت است. به عبارت دیگر، وجود همبستگی میان دو پدیده عموماً نمی‌تواند تقدم و تاخر آنها را نسبت به همدیگر مشخص کند و گاهی تقدم و تاخر میان دو پدیده بر خلاف تصوری‌ست که ما از آن پدیده‌ها داریم.

برای مثال، نگاهی به تاریخچه شرکت‌های بزرگی نظیر جی‌ای، داناهر یا فیلیپ‌موریس و مقایسه عملکرد آنها با تعداد حوزه‌های کسب‌وکارشان ممکن است این تصور را پدید بیاورد که متنوع‌ساختن حوزه‌های کسب‌وکار و ورود به صنایع جدید محرک دستیابی به سطوح بالاتری از عملکرد و رشد است. در واقع، رابطه همبستگی میان تنوع و رشد در برخی از شرکت‌های هلدینگ و چندرشته‌ای رابطه‌ای مثبت است؛ اما این همبستگی لزوماً چیزی را از علیّت رشد نشان نمی‌دهد. در مورد همین مثال، بارها با مدیران و کارآفرینانی مواجه شده‌ام که با استناد به نمونه‌های موفق از اقدامات برخی شرکت‌ها برای تنوع‌بخشی، درصدد ورود به صنایع جدید برای ارتقای عملکرد و رشد هرچه بیشتر مجموعه‌شان هستند و اینجا، خطای تصمیم گیری مبتنی بر همبستگی رخ می‌دهد. باید به یاد داشته باشیم که در تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌های‌مان، چه در سطح کسب‌وکار و چه در سطوح ملی یا فردی از چنین خطاهایی اجتناب کنیم. مشاوران مدیریت به سبب بهره‌مندی از رویکرد برون‌نگر نسبت به سازمان‌ها و مسائل آنها، نقشی کلیدی برای جلوگیری از این خطا در تصمیم‌گیری‌های مدیران ارشد بر عهده دارند.

پایان‌نامه فروشی، دست‌های پشت پرده و قله‌های رشد علمی!

مسئله پایان‌نامه فروشی پدیده جدیدی نیست، اما اخیراً به یکی از تیترهای جذاب خبرگزاری‌ها و نشریات تبدیل شده است. تجربه نشان می‌دهد که رویکرد ما در برخورد با مسائل اساسی اغلب به صورت موج‌های زودگذر و هیجانی است و حتی گاهی این موج‌ها نشأت گرفته از مسائل سیاسی هستند. سال‌هاست که با پدیده پایان‌نامه فروشی و مقاله‌نویسی مواجه هستیم، دو سال پیش در یادداشتی با عنوان پژوهش به قیمت بازار اشاره‌ای به این مسئله داشتم و آنچه هم‌اکنون روبه‌روی نماد آموزش عالی کشور رخ می‌دهد، قبل از این هم وجود داشته است؛ اما دو نکته مهم در این موج جدید خبری وجود دارد.

نخست اینکه که چگونه می‌شود این پدیده را به توطئه بیگانگان نسبت داد؟! ارتباط دادن پدیده پایان‌نامه فروشی و مقاله نویسی به توطئه بیگانگان مشابه همان رفتار نابالغی‌ست که هنگام برخورد با طیف وسیعی از مسائل و مشکلات داریم؛ مسئولیت را به گردن دیگری می‌اندازیم و صورت مسئله را پاک می‌کنیم. پدیده پایان‌نامه فروشی و مقاله نویسی نتیجه مستقیم سیاست‌گذاری‌های اجتماعی برای توسعه نامتوازن و معیوب نظام آموزش عالی است. با فرض بر یک نگاه ساده و غیرپیچیده، نظام آموزش عالی (به دلایلی که خارج از این یادداشت کوتاه است) بدون نگاه استراتژیک نسبت به توسعه ظرفیت فوق‌لیسانس و دکتری اقدام می‌کند؛ بازار توان جذب این فارغ‌التحصیلان را ندارد؛ مشکلات اقتصادی ناشی از بیکاری و فشار اجتماعی ناشی از سرمایه‌گذاری چندین سال از عمر با تاثیر متقابل روی همدیگر افزایش می‌یابند؛ و در نتیجه، بخشی از فارغ‌التحصیلان رو به سوی نوشتن و فروش پایان‌نامه و مقاله برای پاسخ‌گویی به تقاضای ناشی از افزایش مستمر ظرفیت نظام آموزش عالی می‌روند. احتمالاً که قصد نداریم بگوئیم بیگانگان درباره افزایش ظرفیت نظام آموزش عالی و توسعه بی‌رویه رشته‌ها و واحدهای دانشگاهی تصمیم‌گیری کرده‌اند؟!!!

دومین نکته مهم مسئله رشد علمی است؛ رشد علمی در ایران یک اشتباه مصطلح است! متاسفانه اشاره به تعداد مقالات منتشرشده در برهه‌ای به عنوان رشد علمی تلقی و آن‌چنان در گفتارهای رسمی ترویج گشت که به باور همگانی تبدیل شد. افزایش تعداد مقالات چاپ‌شده رشد علمی نیست؛ معیارهای متعددی نظیر تعداد استنادات به هر مقاله، میزان مقالات مشترک با پژوهشگران خارجی یا تعداد پتنت‌های مستخرج از مقالات مهم‌تر از تعداد مقالات منتشرشده هستند. همه اینها در حالی‌ست که فرایند انجام پژوهش و چاپ مقاله مستخرج از آن در یک نشریه معتبر بین‌المللی گاه تا ۵ سال طول می‌کشد و آنچه اکنون در کاهش تعداد مقالات منتشرشده می‌بینیم، نتیجه سیاست‌های امروز نیست و باید ریشه آن را در زمان دیگری جست‌وجو کرد. مسائل مهم دیگری مانند کیفیت نشریه‌هایی که مقالات نویسندگان ایرانی را چاپ می‌کنند، و یا آمار تعداد مقالاتی که به دلیل افشای تقلب علمی پس از مدت زمانی از انتشار بازپس‌گرفته می‌شوند، نیز وجود دارد که از حوصله این یادداشت خارج است.

و البته بماند که همه این سال‌ها داشتیم با پایان‌نامه‌های تقلبی و مقاله‌های فروخته شده که توطئه‌ای از جانب بیگانگان بود؛ قله‌های رشد علمی را یکی پس از دیگری فتح می‌کردیم!

همکاری در کانال تلگرام تفکر استراتژیک

گسترش استفاده از اینترنت روی گوشی‌های همراه؛ همان‌طور که مدل‌های کسب‌وکار در بسیاری از صنایع را تغییر داده است؛ سبب تغییرات فراوانی در مدل نشر و برقراری ارتباط با مخاطبان شده است. در هفته اخیر با پیشنهاد دوست خوبم، جناب آقای عطااله هرندی، همکاری مشترکی را در تولید محتوا برای کانال تلگرام تفکر استراتژیک آغاز کردم. همان‌طور که از عنوان این کانال مشخص است، دامنه محتوا محدود به حوزه تخصصی استراتژی است و تیم تحریریه روزانه به طور منظم در یک الی دو نوبت به نشر نکات، درس‌آموخته‌ها و یادداشت‌های کاربردی مدیریت استراتژیک می‌پردازد. مدت زمان زیادی از فعالیت کانال تفکر استراتژیک می‌گذرد و در این مدت نیز به همت آقای هرندی محتوای قابل ملاحظه و متنوعی در زمینه استراتژی در دسترس مخاطبان کانال قرار گرفته است که می‌تواند منبع مناسبی برای مطالعه روزانه نکات کم‌حجم و کاربردی برای علاقه‌مندان به حوزه استراتژی و مدیریت باشد. امیدوارم این همکاری، که تجربه جدید برای من است، منجر به نشر یادداشت‌ها و درس‌آموخته‌های ارزشمندی برای مخاطبان شود و لازم است این نکته را عنوان کنم که همچنان روی این وب‌سایت به انتشار یادداشت‌ها و مطالبم خواهم پرداخت. همچنین، به نمایندگی از تیم تحریریه کانال تلگرام تفکر استراتژیک خوشحال می‌شوم تا درصورتی که نظر یا پیشنهادی درباره محتوا و ماهیت کانال داشتید، آن را به طور مستقیم با من در میان بگذارید. اگر تمایل دارید در میان مخاطبان کانال تلگرام تفکر استراتژیک قرار داشته باشید، از لینک ذیل استفاده کنید:

+ کانال تلگرام تفکر استراتژیک

تحلیل: خرید هواپیما چه اندازه به توسعه صنعت هوایی کمک می‌کند؟

خرید هواپیما و نوسازی ناوگان هوایی یکی از مسائل مورد توجه رسانه‌های خبری داخلی و خارجی از زمان انعقاد تفاهم‌نامه خرید هواپیماهای ایرباس بوده است. نکته‌ای که در ضمن انعقاد تفاهم‌نامه با ایرباس و پس از آن با شرکت‌های اِی‌تی‌آر، بوئینگ و میتسوبیشی مورد اشاره مدیران ارشد صنعت هوایی قرار گرفته است، رساندن ایران به جایگاه هاب منطقه‌ای است. شکی نیست که صنعت هوایی در ایران نیازمند تحولات جدی است و نوسازی ناوگان هوایی، به سبب مستهلک شدن تعداد زیادی از هواپیماهای در حال استفاده در خطوط هوایی ایران یکی از مهم‌ترین مولفه‌های این تحول است. اما آیا نوسازی ناوگان هوایی بهترین استراتژی برای رسیدن به جایگاه هاب منطقه‌ای است؟ اجازه بدهید گامی فراتر برویم و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا دستیابی به جایگاه هاب منطقه‌ای می‌تواند چشم‌انداز مناسبی برای صنعت هوایی ایران باشد؟ در این یادداشت کوتاه، نگاهی به چند نکته خواهم داشت که می‌تواند در تحلیل این مسئله مورد استفاده قرار بگیرد. ادامه نوشته

کافه بازاریابی و نقد کتاب بازی برد

در هفته اخیر، سرکار خانم یاسمن کریم‌پور در یادداشتی به نقد و بررسی نخستین کتابم، یعنی “بازی برد: راه‌کارهای دستیابی به استراتژی برد” در وب‌سایت کافه بازاریابی پرداخته است. یادداشتی که برای کتابم نوشته شده، به خوبی جوهره کتاب را هدف قرار داده و زوایای متعدد آن را به تصویر کشیده است. تصور می‌کنم سنت نقد و نوشتن از کتاب‌ها می‌تواند تاثیر اهرمی خوبی بر میزان سرانه مطالعه داشته باشد و کافه بازاریابی نیز بنا به رسالت تخصصی خود، تاکنون کتاب‌های مختلفی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. آنچه شیرینی این نقد را برای من دلچسب‌تر کرده، نگاه مثبت جناب آقای دکتر محمدیان نسبت به ترجمه این کتاب است که خاطرات کلاس‌های ایشان را برایم تداعی می‌کند. برای مطالعه یادداشت منتشره در کافه بازاریابی می‌توانید به نقد کتاب بازی برد: از تفکر تا عمل، از عمل تا پیروزی و باز هم پیروزی مراجعه کنید.