بایگانی برچسب

به تنوع بخشی

چهار جز کلیدی مدیریت شرکت های هلدینگ

شرکت‌های هلدینگ جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد این روزهای ایران پیدا کرده‌اند و تعداد زیادی از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در قالب شرکت‌های هلدینگ به فعالیت می‌پردازند. این مسئله دلایل متعددی دارد، اما یکی از این دلایل، شرایط خاص بازار است. عدم‌کارایی بازار و بالابودن هزینه‌های مبادله یکی از محرک‌هایی است که سبب شکل‌گیری و افزایش کمّی (تعداد) و کیفی (دامنه فعالیت) هلدینگ‌ها می‌شود. اینکه تعداد زیادی از کسب‌وکارهای ایرانی در گذر زمان، مسیری را در پیش گرفته‌اند که به شکل‌گیری شرکت‌های هلدینگ می‌انجامد، نه خوب و نه بد است. قضاوت درباره این روند، تحلیل جداگانه‌ای می‌طلبد. اما آنچه مهم است، توجه به این نکته کلیدی است که مدیریت شرکت های هلدینگ نیازمند تفکر و عمل به شکل متفاوتی نسبت به زمانی‌ست که سازمان و کسب‌وکار قالب یک شرکت هلدینگ را به خود نگرفته است. پیش از پرداختن به موضوع مدیریت شرکت های هلدینگ، شاید بهتر باشد در همین ابتدا تکلیف خود را با واژه هلدینگ نیز مشخص کنیم. متخصصان و اساتید مدیریت واژه‌های متعددی را برای اشاره به این الگوی سازمانی در زبان فارسی مورد استفاده قرار می‌دهند، واژگانی نظیر شرکت چندکسب‌وکاره، شرکت چندرشته‌ای، بنگاه، بنگاه مادر و گروه از جمله دیگر واژه‌هایی هستند که در متون و اسناد مختلف به جای هلدینگ به کار می‌روند. این واژه‌ها همسان نیستند و هریک معنای خاص خود را دارند، بنابراین به‌کارگیری آنها به جای یکدیگر اشتباه است. بااین‌وجود، واژه هلدینگ (که در اصل تنها به نوع خاصی از این الگوی سازمانی دلالت دارد)، مصطلح شده است و عموماً از همین واژه برای اشاره به این الگوی سازمانی استفاده می‌شود و حتی این واژه در حقوق تجارت ایران به ابتدای نام این‌گونه شرکت‌ها افزوده می‌شود. بنابراین، من نیز همین واژه را در این یادداشت به‌کار می‌گیرم. به پرسش اصلی بازگردیم؛ مدیریت شرکت های هلدینگ چه تفاوت‌هایی با مدیریت شرکت‌های ساده و تک‌کسب‌وکاره دارد؟

بیشتر بخوانید …

جنرال الکتریک: مطالعه موردی منطق تنوع‌بخشی

جنرال الکتریک یکی از بهترین شرکت‌هایی‌ست که هنگام صحبت درباره استراتژی می‌توان از آن یاد کرد. این شرکت محل توسعه و تکامل بسیاری از نظرات مدیریتی، به ویژه در حوزه استراتژی بوده است و حتی تعدادی از ابزارها و مفاهیم مدیریتی با نام این شرکت معروف شده‌اند. به همین دلیل، بررسی پیشینه این شرکت و مسیری که جنرال الکتریک تا به امروز پیموده است، می‌تواند درس‌آموخته‌های ارزشمندی داشته باشد. البته، بررسی پیشینه یک شرکت می‌تواند از زوایای گوناگونی صورت بپذیرد، به همین دلیل لازم است قبل از آنکه به مطالعه پیشینه یک شرکت بپردازیم، هدف خود را مشخص کنیم و اقدامات شرکت را بر حسب هدفی که در نظر داریم، ارزیابی کنیم. در این یادداشت، از منظر استراتژی سطح بنگاه (Corporate Strategy)، استراتژی پرتفوی (Portfolio Strategy) و مسئله تنوع‌بخشی (Diversification) به روایت پیشینه شرکت جنرال الکتریک می‌پردازم. این روایت چندین جنبه بااهمیت دارد. نخست آنکه، بیان پیشینه یک شرکت جزئی از تاریخ‌نگاری کسب‌وکار است که در متون مدیریتی اهمیت فراوانی دارد و جان‌مایه تهیه مطالعه‌های موردی است. دوم آنکه، این پیشینه می‌تواند درس‌آموخته‌های بسیار مهمی برای مدیران حرفه‌ای درباره فراز و فرودهای تنوع‌بخشی داشته باشد و علاوه بر آن منبعی برای یادگیریِ دانشجویان کسب‌وکار درباره تئوری و منطق تنوع‌بخشی به شمار بیاید. یکی از مواردی که در برنامه آموزشی دانشکده‌های مدیریت ایران نادیده گرفته شده است، درک مفاهیم مدیریتی از طریف آشنایی با پیشینه شرکت‌های شناخته‌شده است که می‌تواند نقش بی‌بدیلی در آموختن منطق نظریه‌ها و الگوهای مدیریتی داشته باشد.

بیشتر بخوانید …

ماتریس عملکرد-اهمیت برای تحلیل پرتفوی هلدینگ‌ها

در بسیاری از مواقع برای تحلیل مسائل سازمانی به ابزار نیاز داریم و گاهی ابزارهایی که در کتاب‌های مدیریتی و گزارش‌های تحلیلی وجود دارند، نمی‌توانند به نیازهای خاص‌مان پاسخ مناسبی بدهند. تحلیل پرتفوی هلدینگ‌ها (پرتفوی کسب‌وکارها یا شرکت‌های زیرمجموعه) یکی از مهم‌ترین مسائلی است که به ابزاری برای ترسیم وضعیت فعلی پرتفوی و به تصویرکشیدن سبد کسب‌وکارها نیاز دارد. در واقع، شرکت‌های هلدینگ برای دستیابی به سطح مطلوبی از ارزش‌آفرینی باید ترکیب پرتفوی‌شان را تا حد ممکن بهینه کنند و استراتژی‌های سرپرستی مناسب را برای هدایت کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان و بر مبنای ترکیب پرتفوی در اختیار خود طراحی کنند.

بیشتر بخوانید …

چالش‌های ارزش‌آفرینی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

شرکت‌های چندکسب‌وکاره (یا هلدینگ‌ها) روش‌های متنوعی برای خلق ارزش از طریق اداره مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان در اختیار دارند. به طور کلی، فعالیت در قالب یک شرکت چندکسب‌وکاره زمانی دارای توجیه است که ستاد بتواند با راهبری و اعمال سازوکارهای سرپرستی به سطحی از ارزش‌آفرینی دست یابد که: (۱) از جمع جبری ارزش خلق‌شده در تک تک شرکت‌های زیرمجموعه بیشتر باشد؛ و (۲) از ارزشی که ممکن است یک شرکت دیگر بتواند با اداره همان سبد کسب‌وکار خلق کند، نیز بیشتر باشد. با این وجود، نگاهی به عملکرد و بازده بسیاری از شرکت‌های چندکسب‌وکاره در دوره‌های بلندمدت روندی متناقض را نسبت به منطق ارزش‌افزایی نشان می‌دهد. شرکت‌های چندکسب‌وکاره از طریق مزیت‌های مالی، هدایت استراتژیک، دارایی‌ها و کارکردهای ویژه ستاد، مداخلات عملیاتی و ایجاد هم‌افزایی قادرند در مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان ارزش‌آفرینی کنند. اما در نقطه مقابل، پنج مولفه تخصص و مهارت‌های ناکافی، فرایندهای ناکارآمد، پیچیدگی، تخصیص نادرست منابع و اهداف متضاد غالبا سبب نابودی ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره می‌شوند. در این یادداشت نگاهی به این پنج مولفه خواهیم داشت.

بیشتر بخوانید …

تحلیل: شرکت‌های چند کسب‌وکاره و دو پرسش استراتژیک

به تازگی، گزارش سالیانه قدرت تنوع‌بخشی و راهبری در صد و پنجاه شرکت بزرگ ایران توسط مرکز مطالعات استراتژیک آریانا منتشر شده است. این گزارش که برآیند کار مشترک من و جناب آقای مهندس اسدی است، به واکاوی دو پرسش مهم در حوزه مطالعات مدیریت استراتژیک پرداخته است. پرسش نخست، اینکه تنوع بخشی و الگوی رشد چه تاثیری بر بازده خواهد داشت و پرسش دوم، اینکه راهبری و الگوی اداره بازده را چگونه تحت تاثیر قرار می‌دهد. دانشکده‌های کسب‌وکار و شرکت‌های بین‌المللی مشاوره مدیریت مانند مک‌کنزی، بی‌سی‌جی و بِین گزارشات منظمی را در خصوص مسئله تنوع بخشی منتشر می‌کنند؛ اما فضای کسب‌وکار کشور تاکنون از چنین پژوهش‌هایی بی‌بهره بوده است و مرکز مطالعات استراتژیک آریانا با شناخت این خلأ مطالعاتی درصدد انتشار این گزارش برآمده است. در سوی دیگر، ماهیت خصوصی‌سازی در ایران زمینه‌ساز پیدایش الگوهای ویژه‌ای در راهبری شرکت‌ها به موازات الگوهای مالکیت شده است و عدم تمایز قائل‌شدن میان الگوی مالکیت و الگوی راهبری یکی از حلقه‌های مفقوده دانش استراتژی در ایران است. بدین ترتیب، مرکز مطالعات استراتژیک آریانا تلاش کرده تا با تفکیک راهبری از مالکیت، رابطه میان راهبری و بازده را با داده‌های عینی برگرفته از بازار بورس بررسی کند.

بیشتر بخوانید …