شناسایی مسئله در پروژه های مشاوره مدیریت (بخش اول)

مشاوره مدیریت بدون تعارف حرفه جذابی است! این جذابیت هم برای اشخاص شاغل به این حرفه و هم برای سازمان‌ها و شرکت‌هایی که مشاوران را بکار می‌گیرند صادق است. اشخاص ملقب به عنوان مشاور از پرستیژ، انعطاف‌پذیری، پویایی و هیجان ارتباطی شغل‌شان لذت می‌برند و سازمان‌ها هم در توصیف سرمایه انسانی‌شان به تعداد مشاوران مقیم یا مشاوران برون سازمانی خود اشاره می‌کنند و از سابقه همکاری با مشاوران شناخته‌شده به نیکی یاد می‌کنند. اما این جذابیت متقابل اغلب فریبنده است و سبب انحراف پروژه‌های مشاوره مدیریت از هدف اصلی‌شان می‌شود. دلیل این رخداد چیست؟

بسیاری از پروژه‌های مشاوره با عنوان‌های کلی و جذابی مانند “برنامه‌ریزی استراتژیک”، “طراحی استراتژی بازاریابی” یا “سازماندهی نظام حقوق و دستمزد” تعریف می‌شوند. مشاور یا گروهی از مشاوران که صلاحیت‌های مقدماتی را در آن حوزه کلی دارند (یا اغلب فقط تصور می‌شود که صلاحیت دارند!) وارد سازمان می‌شوند. همه چیز با هیجان پیش می‌رود، مشاور جلسات متعددی را با مدیران برگزار می‌کند، حجم زیادی از اطلاعات در قالب کتابچه‌ها و فایل‌های پاورپوینت به سازمان انتقال می‌یابد و در انتها خروجی پروژه در قالب اسناد و پوشه‌های حجیم از جعبه سیاه مشاور بیرون می‌آید و در سازمان به یادگار می‌ماند، اما این اسناد غالبا جایی بهتر از کتابخانه سازمان پیدا نمی‌کنند و کمتر کسی در سازمان می‌تواند مسیری را که منجر به توسعه این اسناد شده است به خاطر آورد.

این اتفاق در بلندمدت دید مدیران را نسبت به مشاوران و پروژه‌های مشاوره مدیریت تغییر می‌دهد، ناکارآمدی تجارب سازمان از همکاری با مشاوران – که خودشان را متخصصان علم مدیریت معرفی می‌کنند – و بیهوده بودن صرف منابع برای بکارگیری آموزه‌ها و ابزارهای مدیریتی سبب دورشدن فضای کسب‌وکار از تفکر عقلایی و عالمانه می‌شود. نتیجه این مسئله هم کاملا روشن است، حجم تقاضا برای خدمات مشاوره مدیریت روز به روز کوچک‌تر و نمایشی‌تر می‌شود و آموزه‌های مدیریتی و فارغ‌التحصیلان شاخه‌های مختلف مدیریت مورد بی توجهی قرار می‌گیرند. اما چرا پروژه‌های مشاوره مدیریت – در ایران – به نتیجه ملموسی نمی‌رسند؟

ممکن است با نظر من مخالف باشید، اما من مهمترین علت ناکارآمدی پروژه‌های مشاوره مدیریت را در “شناسایی مسئله” می‌دانم و البته موافقم که مسائلی مانند نظام رانتی، بی‌اهمیت بودن عملکرد در بخش دولتی، توزیع نامتناسب منابع و پول در اقتصاد کشور و ابعاد کوچک بخش خصوصی هم در به ثمر نرسیدن پروژه‌های مشاوره مدیریت نقش دارند. با این وجود، همه این مسائل از جنس متغیرهای کلان‌اند و یک مشاور یا حتی همه مشاوران مدیریت بدون اراده سیستم کلان کشور قادر به اصلاح‌شان نیستند، اما “شناسایی مسئله” متغیری نسبتا کوچک و در اختیار مشاور است که نیاز به تفکر، تجربه، تعامل و توانمندی برای صورت‌بندی مسئله دارد. بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها به دلیل عقب نماندن از قافله رقبا در بازی با کلمات در جست‌وجوی اسناد پرطمطراقی مانند برنامه‌ریزی استراتژیک، سند توسعه یا سیاست‌های بازرگانی‌اند، بدون اینکه مسائل مبتلا به سازمان خود را بشناسند. به شخصه تجربیات متعددی از شرکت‌هایی داشته‌ام که خواهان تدوین سند استراتژیک بوده‌اند اما درک درستی از مدل کسب‌وکارشان نداشته‌اند. به همین دلیل در اغلب تجربیاتم زمان زیادی را برای تعریف مسئله صحیح در نظر گرفته‌ام تا بتوانم آنچه را که سازمان واقعا بدان نیاز دارد، نه آنچه به اشتباه تصور می‌کند بدان نیاز دارد، بشناسم.

بنابراین تصور می‌کنم اولین و مهمترین وظیفه و نقش مشاوران مدیریت شناسایی و تعریف مسائل کارفرمایان به جای فروش پاورپوینت‌ها و پوشه‌های حجیم است. مشاوران مدیریت نباید به تکنیسین تبدیل شوند، شناسایی و تعریف مسئله نقطه تمایز مشاوران مدیریت از تکنیسین‌هایی‌ست که با جعبه ابزار در سازمان کارفرما حاضر می‌شوند. البته قبول دارم توضیح این مسئله برای کارفرمایی که تعداد پرسنلش در مجموع به ده نفر نمی‌رسد و فروش سالیانه‌اش معادل فروش ماهیانه رقیب مستقیمش هم نمی‌شود اما در مقابل خواهان طراحی ساختار ماتریسی و تدوین سند توسعه استراتژیک است، کار دشواری‌ست! به همین دلیل، گاهی لازم است پیشنهاداتی را که برای همکاری در پروژه‌های مشاوره مدیریت می‌گیرید، منوط به جلساتی برای شناسایی مسئله واقعی کنید، زیرا راه‌حل‌هایی که بر مبنای دلایل و عوارض واقعی استوار نباشند، سبب تشدید وضعیت نابسامان می‌شوند.

 درباره شناسایی مسئله در پروژه‌های مشاوره مدیریت یادداشت‌هایی را در آینده خواهم نوشت اما چیزی که در انتهای این مطلب مایلم روی آن تاکید کنم این است که اعتبار حرفه‌ای شما به عنوان مشاور – در هر شاخه‌ای از مدیریت – به اثربخشی راهکارهایی‌ست که ارائه می‌دهید، به گواهی‌ها و رضایتنامه‌هایی که از کارفرمایان قبلی خود دریافت کرده‌اید اتکا نکنید، بلکه تلاش کنید تا اعتبار حرفه‌ایتان را با دستاوردهایتان برای سازمان نشان دهید و این کار به جز با شناسایی دقیق مسئله امکان‌پذیر نیست.

3 comments on “شناسایی مسئله در پروژه های مشاوره مدیریت (بخش اول)

  1. بسیار متشکر، مفید بود برای بنده

  2. سید علی محمد گفت:

    سلام،
    برای مقدمه خوب بود.
    به نظرم الان باید به این نکته جواب دهیم که چگونه می توان یک مسأله را در سازمان شناسایی کرد و اگر بتوان شاخص هایی را تعیین کرد که مسیر شناسایی مسأله را به درستی طی کرده ایم، می توان مسیر مشاوره را نیز مورد ارزیابی قرار داد که تیم ما به عنوان مشاور، آیا در مسیر درستی قدم بر می دارد یا اینکه تیم مشاوره فقط دارد سندهایی را آماده می کند که مدیریت سازمان به آن ببالد و بتواند در جلسات به آنها افتخار کند و هیچ کاربردی برای سازمان نداشته باشد.
    موفق باشی دوست عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *