بایگانی برچسب

به مشاوره توسعه هلدینگ

چک لیست بازطراحی ساختار در شرکت‌های هلدینگ

ساختار سازمانی مفهومی ایستا نیست و همه سازمان‌ها به بازاندیشی درباره ساختار و شیوه سازماندهی‌شان نیاز دارند. اما از آنجایی‌که تغییر و تحول ساختاری دشوار و پیچیده است و همواره با مقاومت‌هایی از سوی داخل و خارج از سازمان مواجه می‌شود، گزینه چندان پرطرفداری نیست. به طور طبیعی، هرگونه تغییر در ساختار سازمانی سبب تغییر در منابع قدرت می‌شود و مدیریت تعارضاتی که بر سر تغییر در منابع قدرت پدید می‌آیند، ساده نیست. از این گذشته، تجربه‌ام در مشاوره بازطراحی ساختار برای شرکت‌ها و سازمان‌های ایرانی نشان می‌دهد باورهای نادرست مدیران هم سهم قابل‌توجهی در افزایش پیچیدگی اصلاحات ساختاری دارد. بسیاری از مدیران بازطراحی ساختار را فقط در حد جابه‌جایی مرز واحدها و تنظیم شرح شغل‌های جدید می‌بینند و توجهی به منطق استراتژیک تغییر و تحولات ساختاری ندارند. برخی دیگر هم قائل به وجود یک ساختار آرمانی هستند و این نگرش در آنها مانع از بازاندیشی درباره ساختار سازمان می‌شود. این چالش‌ها در شرکت‌های چندکسب‌وکاره و هلدینگ‌ها شکل پیچیده‌تری دارند، زیرا بسیاری از تغییرات ساختاری در این‌گونه شرکت‌ها تاثیری مانند دومینو دارد و ممکن است ترکیب ساختار کل هلدینگ را تحت تاثیر خود قرار دهد. چگونه می‌توانیم رویکرد نظام‌مندی نسبت به بازاندیشی و بازطراحی ساختار سازمانی هلدینگ‌ها داشته باشیم؟ این پرسشی است که در این یادداشت می‌خواهم آن را با ارائه یک چک‌لیست پاسخ دهم. این چک‌لیست رویکرد مناسبی برای مواجهه با دو چالش ناشی از باورهای نادرست مدیران است؛ اولاً توجه آنها را به منطق استراتژیک طراحی ساختار در هلدینگ ها جلب می‌کند؛ و دوماً ابزاری است که بستر بازاندیشی مستمر درباره ساختار و تناسب آن را فراهم می‌کند.

بیشتر بخوانید …

دستاوردهای مشاوره: استراتژی و ساختار تامکار گاز

یکی از دغدغه‌های اساسی مدیران در همه سازمان‌ها این است که حتی با وجود صرف زمان و هزینه فراوان برای طراحی و تدوین استراتژی و استفاده از مشاوران و خبرگان، باز هم قادر نیستند به اهداف موردانتظار خود دست پیدا کنند. این مسئله دلایل متعددی دارد، اما یکی از اصلی‌ترین دلایل را باید در فراهم نبودن بستر سازمان برای پیاده‌سازی استراتژی‌ها جست‌وجو کرد. تا زمانی‌که ساختار سازمانی متناسب با جهت‌گیری‌های استراتژیک اصلاح و بهینه‌سازی نشده باشد، نمی‌توان انتظار چندانی از فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک داشت و به همین دلیل، بهتر است پروژه‌های مشاوره تلفیقی از استراتژی و ساختار باشند؛ نه فقط یکی از این دو. یکی از تجربه‌هایم در این نوع پروژه‌های تلفیقی در شرکت ساخت تجهیزات گاز تامکار بوده است. این شرکت در هنگام شروع پروژه، سبد ناهمگونی از چند کسب‌وکار را در اختیار داشت و ناهمگونی میان این کسب‌وکارها، توان عملیاتی شرکت را محدود کرده بود. به علاوه، ساختار شرکت نیز توانایی پاسخگویی به نیاز یک شرکت فعال در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار را نداشت. پروژه مشاوره علاوه بر مستندسازی جهت‌گیری‌های استراتژیک و مدیریت سبد کسب‌وکارها حول قابلیت کلیدی شرکت در مهندسی، بازطراحی ساختار شرکت و طراحی استراتژی‌های سرپرستی ستاد بر کسب‌وکارها را نیز شامل شد. تامکار گاز بر همین مبنا امروز هلدینگی فعال در حوزه گاز است که با تکیه بر توان فنی و مهندسی خود در زنجیره ارزش این صنعت کسب‌وکارهای مختلفی از جمله ساخت تجهیزات جایگاه‌های سوخت‌رسانی CNG، طراحی و ساخت انواع کمپرسور، گازرسانی به شیوه VPL، جمع‌آوری گازهای فلر و سرچاهی و همچنین ساخت لوله‌های حفاری را اداره می‌کند.

 

نمونه‌هایی از دستاوردهای مشاوره:

برنامه ریزی استراتژیک پالایشگاه بندرعباس

بازطراحی ساختار گروه ماه تاب

طراحی مدل کسب و کار پتران

چهار جز کلیدی مدیریت شرکت های هلدینگ

شرکت‌های هلدینگ جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد این روزهای ایران پیدا کرده‌اند و تعداد زیادی از شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در قالب شرکت‌های هلدینگ به فعالیت می‌پردازند. این مسئله دلایل متعددی دارد، اما یکی از این دلایل، شرایط خاص بازار است. عدم‌کارایی بازار و بالابودن هزینه‌های مبادله یکی از محرک‌هایی است که سبب شکل‌گیری و افزایش کمّی (تعداد) و کیفی (دامنه فعالیت) هلدینگ‌ها می‌شود. اینکه تعداد زیادی از کسب‌وکارهای ایرانی در گذر زمان، مسیری را در پیش گرفته‌اند که به شکل‌گیری شرکت‌های هلدینگ می‌انجامد، نه خوب و نه بد است. قضاوت درباره این روند، تحلیل جداگانه‌ای می‌طلبد. اما آنچه مهم است، توجه به این نکته کلیدی است که مدیریت شرکت های هلدینگ نیازمند تفکر و عمل به شکل متفاوتی نسبت به زمانی‌ست که سازمان و کسب‌وکار قالب یک شرکت هلدینگ را به خود نگرفته است. پیش از پرداختن به موضوع مدیریت شرکت های هلدینگ، شاید بهتر باشد در همین ابتدا تکلیف خود را با واژه هلدینگ نیز مشخص کنیم. متخصصان و اساتید مدیریت واژه‌های متعددی را برای اشاره به این الگوی سازمانی در زبان فارسی مورد استفاده قرار می‌دهند، واژگانی نظیر شرکت چندکسب‌وکاره، شرکت چندرشته‌ای، بنگاه، بنگاه مادر و گروه از جمله دیگر واژه‌هایی هستند که در متون و اسناد مختلف به جای هلدینگ به کار می‌روند. این واژه‌ها همسان نیستند و هریک معنای خاص خود را دارند، بنابراین به‌کارگیری آنها به جای یکدیگر اشتباه است. بااین‌وجود، واژه هلدینگ (که در اصل تنها به نوع خاصی از این الگوی سازمانی دلالت دارد)، مصطلح شده است و عموماً از همین واژه برای اشاره به این الگوی سازمانی استفاده می‌شود و حتی این واژه در حقوق تجارت ایران به ابتدای نام این‌گونه شرکت‌ها افزوده می‌شود. بنابراین، من نیز همین واژه را در این یادداشت به‌کار می‌گیرم. به پرسش اصلی بازگردیم؛ مدیریت شرکت های هلدینگ چه تفاوت‌هایی با مدیریت شرکت‌های ساده و تک‌کسب‌وکاره دارد؟

بیشتر بخوانید …

جنرال الکتریک: مطالعه موردی منطق تنوع‌بخشی

جنرال الکتریک یکی از بهترین شرکت‌هایی‌ست که هنگام صحبت درباره استراتژی می‌توان از آن یاد کرد. این شرکت محل توسعه و تکامل بسیاری از نظرات مدیریتی، به ویژه در حوزه استراتژی بوده است و حتی تعدادی از ابزارها و مفاهیم مدیریتی با نام این شرکت معروف شده‌اند. به همین دلیل، بررسی پیشینه این شرکت و مسیری که جنرال الکتریک تا به امروز پیموده است، می‌تواند درس‌آموخته‌های ارزشمندی داشته باشد. البته، بررسی پیشینه یک شرکت می‌تواند از زوایای گوناگونی صورت بپذیرد، به همین دلیل لازم است قبل از آنکه به مطالعه پیشینه یک شرکت بپردازیم، هدف خود را مشخص کنیم و اقدامات شرکت را بر حسب هدفی که در نظر داریم، ارزیابی کنیم. در این یادداشت، از منظر استراتژی سطح بنگاه (Corporate Strategy)، استراتژی پرتفوی (Portfolio Strategy) و مسئله تنوع‌بخشی (Diversification) به روایت پیشینه شرکت جنرال الکتریک می‌پردازم. این روایت چندین جنبه بااهمیت دارد. نخست آنکه، بیان پیشینه یک شرکت جزئی از تاریخ‌نگاری کسب‌وکار است که در متون مدیریتی اهمیت فراوانی دارد و جان‌مایه تهیه مطالعه‌های موردی است. دوم آنکه، این پیشینه می‌تواند درس‌آموخته‌های بسیار مهمی برای مدیران حرفه‌ای درباره فراز و فرودهای تنوع‌بخشی داشته باشد و علاوه بر آن منبعی برای یادگیریِ دانشجویان کسب‌وکار درباره تئوری و منطق تنوع‌بخشی به شمار بیاید. یکی از مواردی که در برنامه آموزشی دانشکده‌های مدیریت ایران نادیده گرفته شده است، درک مفاهیم مدیریتی از طریف آشنایی با پیشینه شرکت‌های شناخته‌شده است که می‌تواند نقش بی‌بدیلی در آموختن منطق نظریه‌ها و الگوهای مدیریتی داشته باشد.

بیشتر بخوانید …

مشاوره مدیریت: انتخاب جوهره استراتژی است

به عنوان مشاور استراتژی، بارها با این مسئله مواجه شده‌ام که سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا به همه فرصت‌ها و موقعیت‌ها پاسخ بله بدهند. نتیجه چنین رویکردی سازمان‌های بدقواره‌ای است که تبِ استفاده از پیشوند هلدینگ را دارند و با حضور پراکنده در کسب‌وکارهای گوناگون، عملکردی ضعیف و پایین‌تر از حد متوسط دارند. اگر بخواهم به یک جزء کلیدی از مفهوم استراتژی اشاره کنم؛ باید بگویم که “انتخاب جوهره استراتژی است” و سازمان‌ها باید به دنبال استراتژی‌هایی باشند که انتخاب‌های روشنی را پیش روی‌شان گذاشته و مانع پراکندگی و هدررفت تلاش‌های‌شان باشد. باید به یاد داشته باشیم که “اگر همه چیز در اولویت باشد، هیچ چیز در اولویت نیست” و انتخاب مواردی که در اولویت نیستند، یکی از مسئولیت‌های استراتژیک مدیران ارشد هر سیستم اقتصادی-اجتماعی است.

+ پانوشت: اگر علاقه‌مند به مطالعه پیرامون نگاه به استراتژی در قالب “انتخاب” هستید، توصیه می‌کنم کتاب بازی برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد را بخوانید. الگوی طراحی استراتژی در کتاب بازی برد منطبق بر همین منطق “انتخاب” است.