استراتژی مفهومی سهل و ممتنع است
همه از آن صحبت میکنند،
اما هیچکس درست نمیداند که استراتژی چیست!
و هر روز از عدم اجرایش غرولند میکنند،
درحالیکه ایدهای از اجرای استراتژی ندارند
احتمالاً مشکلات ما با «استراتژی» ریشه در همین سهل و ممتنع بودن آن دارد.
شاید هم تصور میکنیم این واژه شیک است،
و برای همین گفتوگوهایمان مزین شده به «استراتژی» و «استراتژیک».
بهشکل کاریکاتورگونهای همهچیز استراتژیک انگاشته میشود،
واژهها در سازمان درهم ریختهاند،
آکادمی بیرمق این روزها هم به این وضعیت دامن زده است.
فرهنگستان هم زبان طنزش پابرجاست!
برای پاسداشت زبان فارسی توصیه به استفاده از «راهبرد» دارد.
در اخبار تلویزیونی خبری از استراتژی نظام سلامت پخش میشود؛
در فلان همایش از استراتژی فرهنگی کشور رونمایی میکنند؛
تحلیلگران خودخوانده استراتژی نظامی ایران را ستایش میکنند؛
اما صنعت در بهکارگیری یک استراتژی نصف و نیمه هم درمانده شده.
آلودگی هوا، بیآبی، افزایش افسارگیخته نرخ ارز، بیاعتمادی عمیق در جامعه، …
کسی برای اینها استراتژی نمیچیند،
نداریم، نیست، نجوئید!
استراتژی که قرار بود بالاترین جایگاه را داشته باشد،
در نظام تصمیمگیری؛
به دمدستیترین واژه مبدل شده.
لگدمال،
تهی از معنا و مفهوم،
و آش آنقدر شور است که درباره راهبرد استراتژیک حرف میزنیم!
ترکیب وصفیِ اضافی.
آکادمی هم پایش را روی پدال گاز میفشارد
و وضع را بدتر میکند.
مدرک راهبردی میدهد،
و کرسی گفتوگوی راهبردی به راه میاندازد،
و جای واژه استراتژی را با راهبرد عوض میکند.
راهبرد استراتژیک آکادمی بر توسعه آموزش عالی قرار گرفته!
تولید انبوه مدیریت-خوانده!
در اقصینقاط کشور،
با کمترین درد و خونریزی!
و جراحی در سازمانها به دست این مدیریت-خواندهها،
با
مدلها،
جدولها،
ماتریسها،
پرسشنامهها،
الگوهای بومیشده،
رویههای گام به گام،
و نهایتاً نرمافزارهای پایش و کنترل شاخص.
و برای آنکه استراتژی «شیکتر» باشد؛
با اسمهای لاتین،
با اُ کِی آر!
گوش سازمانها از این عبارات پر شده،
و قفسه کتابخانههایشان با اسناد راهبردی،
برنامههای استراتژیک،
سندهای قطور و مجلد،
بیمنطق.
بیمحتوا.
بیتاثیر.
زینتی،
قابل «نمایش» تا دوره بعدی تخصیص بودجه.
ظرفیت «تفکر استراتژیک» هر جامعه آتیهاش را مشخص میکند
بدون منابع خام اما دارای ظرفیت تفکر استراتژیک،
شدنیست.
برعکس خیر!
آئینهای از وضعیت امروز
استراتژی بخوانیم.
استراتژی بدانیم.
استراتژی بفهمیم.
نه این چیزی که «اسمش» را استراتژی گذاشتهایم و در بهترین حالت،
تصورات ذهنی
و خیالات پریشان
و گزارههای کلی -وهمیشه درست- است.
استراتژی بخوانیم،
نه این چیزی که رایج است؛
در آکادمی،
در صنعت،
در سطح گفتوگوهای عمومی،
استراتژیای که استراتژی نیست!
