بایگانی برچسب

به نگاه استراتژیک

هفت نکته برای یادگیری استراتژی به صورت علمی و عملی

بسیاری از کارشناسان برنامه‌ریزی و مدیران سازمان‌ها استراتژی را فقط در قالب کتابچه‌های قطور تحلیل محیط داخلی و خارجی، ماتریس سوات و مجموعه‌ای پیچیده از اهداف کمّی می‌پندارند. چنین برداشتی عمدتاً فاقد روح واقعی استراتژی است. استراتژی علم و هنر تصمیم‌گیری و تخصیص منابع است و استراتژی‌هایی که تصمیم‌گیری و تخصیص منابع را امکان‌پذیر نسازند، نمی‌توانند سازمان را در مسیر دستیابی به یک چشم‌انداز ارزشمند راهبری و هدایت کنند کتابچه‌ها و جدول‌ها هیچ سازمانی را دگرگون نساخته‌اند، این تصمیمات جسورانه استراتژیک است که سازمان‌ها را سال‌ها در کوران رقابت حفظ می‌کند و به آنها توان مقابله با چالش‌ها و تهدیدهای فضای کسب‌وکار را می‌دهد. برای آنکه بتوان استراتژی‌های اثربخشی را طراحی و تدوین کرد، به هر دو روی سکه، یعنی هم به علم و هم به هنر استراتژی نیاز است و دستیابی به چنین مهارتی نیازمند نگاه همه‌جانبه، نقادانه و به دور از سوگیری است. در این یادداشت به هفت نکته اشاره کرده‌ام که می‌توانند به ما برای یادگیریِ بهتر استراتژی کمک کنند. بیشتر بخوانید …

ماتریس عملکرد-اهمیت برای تحلیل پرتفوی هلدینگ‌ها

در بسیاری از مواقع برای تحلیل مسائل سازمانی به ابزار نیاز داریم و گاهی ابزارهایی که در کتاب‌های مدیریتی و گزارش‌های تحلیلی وجود دارند، نمی‌توانند به نیازهای خاص‌مان پاسخ مناسبی بدهند. تحلیل پرتفوی هلدینگ‌ها (پرتفوی کسب‌وکارها یا شرکت‌های زیرمجموعه) یکی از مهم‌ترین مسائلی است که به ابزاری برای ترسیم وضعیت فعلی پرتفوی و به تصویرکشیدن سبد کسب‌وکارها نیاز دارد. در واقع، شرکت‌های هلدینگ برای دستیابی به سطح مطلوبی از ارزش‌آفرینی باید ترکیب پرتفوی‌شان را تا حد ممکن بهینه کنند و استراتژی‌های سرپرستی مناسب را برای هدایت کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان و بر مبنای ترکیب پرتفوی در اختیار خود طراحی کنند. بیشتر بخوانید …

ادغام بانک ها : اصلاح نظام بانکی یا تشدید آشفتگی‌ها

مسئله ادغام بانک ها یکی از مهم‌ترین سرخط‌های خبری در روزهای اخیر است. رئیس کل بانک مرکزی در خلال صحبت‌هایش پیرامون چالش‌های نظام بانکی به ادغام بانک‌ها اشاره کرده و گفته است ادغام میان بانک‌ها یکی از گزینه‌های پیش‌رو برای نزدیک‌تر کردن استاندارد بانک‌های ایرانی با نظام بانکی بین‌الملل، به ویژه برای رفع چالش نسبت کفایت سرمایه (یکی از نسبت‌های سنجش سلامت عملکرد و ثبات مالی بانک‌ها و موسسه‌های پولی) است. جست‌وجویی میان منابع خبری نشان‌دهنده طیفی از نظرات موافق و مخالف نسبت به ادغام بانک‌ها پس از اظهارنظر رئیس کل بانک مرکزی است. فارغ از نظرات دارای خاستگاه و ریشه سیاسی، کارشناسان و مدیران بانکی با استدلال‌های متفاوتی به این مسئله پرداخته‌اند و برخی آن را به عنوان یک الزام مورد اشاره قرار داده‌اند و در مقابل، برخی دیگر ادغام بانک‌ها را مُسکنی کوتاه‌مدت دانسته‌اند. بیشتر بخوانید …

چالش‌های ارزش‌آفرینی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

شرکت‌های چندکسب‌وکاره (یا هلدینگ‌ها) روش‌های متنوعی برای خلق ارزش از طریق اداره مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان در اختیار دارند. به طور کلی، فعالیت در قالب یک شرکت چندکسب‌وکاره زمانی دارای توجیه است که ستاد بتواند با راهبری و اعمال سازوکارهای سرپرستی به سطحی از ارزش‌آفرینی دست یابد که: (۱) از جمع جبری ارزش خلق‌شده در تک تک شرکت‌های زیرمجموعه بیشتر باشد؛ و (۲) از ارزشی که ممکن است یک شرکت دیگر بتواند با اداره همان سبد کسب‌وکار خلق کند، نیز بیشتر باشد. با این وجود، نگاهی به عملکرد و بازده بسیاری از شرکت‌های چندکسب‌وکاره در دوره‌های بلندمدت روندی متناقض را نسبت به منطق ارزش‌افزایی نشان می‌دهد. شرکت‌های چندکسب‌وکاره از طریق مزیت‌های مالی، هدایت استراتژیک، دارایی‌ها و کارکردهای ویژه ستاد، مداخلات عملیاتی و ایجاد هم‌افزایی قادرند در مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان ارزش‌آفرینی کنند. اما در نقطه مقابل، پنج مولفه تخصص و مهارت‌های ناکافی، فرایندهای ناکارآمد، پیچیدگی، تخصیص نادرست منابع و اهداف متضاد غالبا سبب نابودی ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره می‌شوند. در این یادداشت نگاهی به این پنج مولفه خواهیم داشت. بیشتر بخوانید …

بنیان‌های مزیت رقابتی و خلق ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

چرا به طور روزافزون در فضای اقتصادی با شرکت‌ها و بنگاه‌هایی روبه‌رو هستیم که در چندین حوزه کسب‌وکار به فعالیت مشغول‌اند؟ اگر بخواهیم به چنین پرسشی پاسخ بدهیم، پیش از هر چیز باید علت را در منطق اقتصادی جست‌وجو کنیم. گسترش مقبولیت و مطلوبیت شرکت‌های چندکسب‌وکاره به طور مستقیم از انتظار مالکان نسبت به خلق ارزش در نتیجه افزایش تعداد حوزه‌های کسب‌وکار و گسترش دامنه فعالیت‌های شرکت تاثیر می‌پذیرد. با فهم این موضوع، چند پرسش بنیادین روبه‌روی ما قرار می‌گیرد: خلق ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره چگونه است؟ چه تفاوت‌هایی میان خلق ارزش در یک شرکت چندکسب‌وکاره و یک شرکت تک‌کسب‌وکاره وجود دارد؟ در یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام، به مسئله مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب‌وکار یا شرکت‌های چندکسب‌وکاره اشاره کرده بودم. در این یادداشت، با تمرکز روی نقش ستاد در شرکت‌های چندکسب‌وکاره و استفاده از نتایج تحقیقات شرکت مشاوره مدیریت بی‌سی‌جی، به جمع‌بندی دقیق‌تری از مفهوم مزیت رقابتی در این دسته از شرکت‌ها می‌پردازم و وجوه گوناگون مزیت رقابتی و قابلیت خلق ارزش را بر اساس کارکردهای ویژه ستاد تشریح می‌کنم.

بیشتر بخوانید …