بایگانی برچسب

به جامعه

آمادگی برای طوفان: استراتژی در زندگی شخصی

مفاهیم و قواعد استراتژی و تصمیم‌گیری استراتژیک محدود به فضای کسب‌وکار نیستند. بسیاری از این مفاهیم و قواعد را می‌توان در عرصه‌های دیگر، از جمله زندگی شخصی به‌کار گرفت. یکی از این مفاهیم مزیت رقابتی است که البته بیشتر آن را در زمینه کسب‌وکار و بنگاه‌داری مورد استفاده قرار می‌دهند، اما این مفهوم و به ویژه مزیت رقابتی ناپایدار در شرایط امروزی کشورمان، برای زندگی شخصی نیز کاربرد دارد. ایران در شش ماه نخست سال ۹۷ شرایط ویژه‌ای را از سر گذرانده است. افزایش تهدیدهای بین‌المللی، سایه تحریم‌های جدید، نرخ فزاینده تورم، افزایش قیمت ارز و کاهش ظرفیت تولید در بسیاری از صنایع و شرکت‌ها سبب شده تا فضای کسب‌وکار و به تبع آن، بازار اشتغال آسیب فراوانی را متحمل شود. در چنین شرایطی می‌توان استراتژی‌های متفاوتی را به‌کار گرفت و یکی از این استراتژی‌ها، آمادگی در برابر طوفان است. طوفانی که ممکن است به قیمت از دست دادن شغل یا کسب‌وکارتان منجر شود. فرض کنید در یک کشتی وسط اقیانوس هستید و ابرهای سیاه و متراکم لحظه به لحظه محدوده بیشتری از افق را اشغال می‌کنند و احتمال مواجهه با طوفان و گردباد به شدت رو به افزایش است. در چنین شرایطی دست روی دست می‌گذارید؟

بیشتر بخوانید …

اَبَرچالش‌های ایران: دربابِ ضرورت نگاه تکنیکال

ما در سال‌های اخیر با چالش‌های متعدد و متنوعی در کشورمان روبه‌رو بوده‌ایم که جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی زیست‌محیطی زندگی‌مان را تحت تاثیر خود قرار داده‌اند. با وجود هشدارهای متعدد خبرگان و سیاست‌گذاران درباره شدت گرفتن این چالش‌ها و دامنه تاثیرگذاری‌شان، تغییری در نگاه ما به صورت مسئله‌ها ایجاد نشده و هر روز شاهد شدت گرفتن تبعات و پیامدهای این چالش‌ها هستیم. مسائلی نظیر کم‌آبی، ارتباطات بین‌الملل، نظام پولی و بانکی، بیکاری، کیفیت نظام آموزشی، تخریب محیط‌زیست یا رکود فضای کسب‌وکار تنها بخش اندکی از این چالش‌ها هستند که گاه از برخی از آنها با عنوان ابرچالش‌های اقتصاد ایران هم یاد شده است. آنچه ممکن است در نگاه اول به ذهن مخاطب خطور کند این باور است که ایران به عنوان یک سیستم متشکل از بخش‌های مختلف اجرایی، قضایی، تقنینی، نظامی و غیره با شرایط خاص و ویژه‌ای در دنیا روبه‌روست که این چالش‌ها را اجتناب‌ناپذیر و حل آنها را غیرممکن می‌سازد. اما آیا ایران تنها کشوری‌ست که با این چالش‌ها روبه‌روست؟ به علاوه آنچه این چالش‌ها را پیچیده‌تر می‌سازد، نگاه ساده‌انگارانه‌ای است که برهم‌کنش هرکدام از این بحران‌ها را روی سایر بحران‌ها و چالش‌های سیستم نادیده می‌گیرد و با رویکرد تک‌بعدی درصدد بهینه‌سازی بخشی از سیستم به هزینه تخریب دیگر بخش‌های سیستم است.

بیشتر بخوانید …

دغدغه‌های استارت‌آپی

استارت‌آپ یکی از پرتکرارترین واژه‌هایی‌ست که این روزها در فضای کسب‌وکار شنیده می‌شود و اگر اهل پیگیری باشید، تقریباً می‌توانید هر هفته رویدادی را در یکی از شهرهای ایران پیدا کنید که مرتبط با استارت‌آپ‌ها، مسابقه روی ایده‌های جدید، جذب منابع مالی و مسائل مشابه اینها برگزار می‌شود. به موازات اشاعه هرچه بیشتر فرهنگ استارت‌آپی، یک‌سری نگرانی‌ها و دغدغه‌ها هم مطرح است. به عنوان کسی که چندین سال است به مشاوره مدیریت و آموزش‌های حرفه‌ای برای مدیران سازمان‌های مختلف مشغولم و به واسطه ارتباط با تعدادی از صاحبان ایده‌ و مدیران استارت‌آپ‌ها و همچنین؛ همکاری با صندوق نوآوری و شکوفایی در ارزیابی طرح‌های دانش‌بنیان؛ از نزدیک با تعداد زیادی از استارت‌آپ‌ها تعامل داشته‌ام، برخی از این دغدغه‌ها را از دیدگاه شخصی‌ام بیان می‌کنم. البته ناگفته نماند که دغدغه‌های من مشابه دغدغه‌های بسیاری از فعالان فضای کسب‌وکار و استارت‌آپ‌هاست.

بیشتر بخوانید …

تهران: شهری که دیگر نمی‌شناسیمش…

حین گذر از میان خیابان‌های مختلف تهران با وضعیت نگران‌کننده‌ای در بناها، ساختمان‌ها، یادمان‌ها و دیگر اجزای هویت شهری روبه‌رو می‌شوم. نمای شهر تقریباً تخریب شده است و بی‌قاعده‌گی در توسعه شهری نمایان است. بلندمرتبه‌سازی برای شهری مثل تهران اجتناب‌ناپذیر و ضروری است، اما پراکندگی عجیب و غریب ساختمان‌های مرتفع در سطح شهر و همچنین، بلندمرتبه‌سازی در پیرامون شهر، به ویژه در مناطق غربی فاقد توجیه‌های ایمنی و زیست‌محیطی است. اوضاع بناها و یادمان‌های شهری هم اصلاً مساعد نیست. این بناها و یادمان‌ها حافظان تاریخ پایتخت هستند، اما بی‌توجهی سهوی از یک سو و تخریب‌های عامدانه از سوی دیگر تاریخ تهران را آشفته کرده است. این آشفتگی حتی در میان بناهای حفاظت‌شده هم قابل مشاهده است، مجموعه کاخ گلستان یکی از این دسته یادمان‌ها و بناهای حفاظت‌شده‌ست. ساختمان‌های مجموعه در معرض فرسایش شدید قرار گرفته‌اند و وضعیت نگهداری از اثاثیه داخل کاخ‌ها هم بسیار بد است. این بناهای دیرپا تنها بخشی از بناهای شهر نیستند که رو به زوال می‌روند، بناهای جدیدتر مانند برج آزادی و ساختمان مجلس شورا نیز چنین وضعیتی دارند و وضع‌شان رو به وخامت می‌رود. البته اوضاع نابسامان شهری محدود به بناها نیست؛ فضای شهر در کل به شدت مورد هجوم قرار گرفته و شدت تغییرات مخرب به ویژه در مناطقی مانند خیابان ولیعصر، حومه تجریش یا منطقه بازار بزرگ تهران روز به روز ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. برای مثال، کافی‌ست تصاویر قدیمی میدان ولیعصر را مرور کنید و آن را با وضعیت بدقواره فعلی‌اش مقایسه کنید. مدیریت شهری به شدت فضای تهران را تخریب کرده است و از تاریخ تهران و یادمان‌هایش فقط تصاویر مبهمی به جای گذاشته است. تصور می‌کنم نیازمند یک عزم استراتژیک در مجموعه مدیریت شهری هستیم تا اولاً؛ از تخریب بیش از حد فضای تهران جلوگیری کنیم و دوماً؛ در یک بازه زمانی معقول به تجدید حیات آنچه از تخریب‌ها قابل احیا است، بپردازیم. تهران با وجود پیشینه نسبتاً جوانش در میزبانی از دولت مرکزی، یادگارها و نمادهای مهمی از فرهنگ ملی و لحظات تاریخی کشور را در خود جای داده است که باید برای حفظ‌شان بیش از اینها همت به خرج داد.

پلاسکو: اقدامات امروز، رخدادهای فردا

فاجعه پلاسکو نشان می‌دهد که این عبارت، مسئله پیچیده‌ای نیست: ” رخدادهای کنونی پیامد اقدامات قبلی ما هستند. “

غفلت از انجام وظائف قانونی و فساد سازمان‌یافته ماموران ناظر بر اجرای قوانین روزی به سختی غافلگیرمان می‌کند؛ نادیده گرفتن استانداردهای ایمنی سخت‌ترین رنج‌های ناشی از عدم رعایت امنیت را برای‌مان به همراه دارد؛ ناآمادگی در مقابله با اتفاقات نابهنگام توان واکنش مناسب در زمان وقوع حوادث را از ما سلب می‌کند؛ تعلل در نگهداشت و ارتقای کارایی عملیاتی تجهیزات‌مان، ما را در هنگام خطر بی‌دفاع می‌کند؛ و توسعه بی‌قاعده شهری خود به عاملی ضدتوسعه تبدیل می‌شود.

و از همه اینها مهم‌تر، صرف هزینه و زمان برای بحث و جدل پیرامون مسئله‌های غیرواقعی و بی‌توجهی به هزاران تَرَک فرهنگی، روزی شدیدتر از اینها گریبان همه‌مان را خواهد گرفت. فاجعه پلاسکو یک هشدار بود. تنها راهی که وجود دارد، بازگشت به عقلانیت و حاکم کردن ضابطه‌های برآمده از عقل به جای سایر معیارها بر همه تصمیم‌گیری‌ها و شئون زندگی است.