Tag: تحلیل

تحلیل: سیاست‌گذاری صنعت خودرو و تنگناها

در سند استراتژی صنعت خودرو بر مبنای سند چشم‌انداز ۲۰ ساله کشور در افق ۱۴۰۴؛ رتبه نخست در منطقه، رتبه پنجم در آسیا و رتبه یازدهم در جهان به عنوان جایگاه صنعت خودروی کشور در سال ۱۴۰۴ تعیین شده است. با این وجود، در مجموع و با احتساب خودروهای سبک و سنگین، تیراژ تولید خودرو تا پایان دی‌ماه ۹۵ به رقمی بالغ بر ۱/۱ میلیون دستگاه می‌رسد و شرکت‌های خودروساز ایرانی در سال ۹۵ یکی از ضعیف‌ترین رکوردها در عملکرد صادراتی را از خودشان به جای گذاشته‌اند و در ۹ ماه اول سال فقط ۱۸۰۲ دستگاه خودرو صادر کرده‌اند. ذکر همین دو آمار کافی‌ست تا بفهمیم که در بازه زمانی کمتر از ۱۰ سال تا افق تعیین‌شده، فاصله فراوانی با اهداف و خواسته‌های‌مان از خودروسازی داریم. مسئله کجاست؟ در سیاست‌گذاری اشتباه کرده‌ایم، در اجرا به بیراهه رفته‌ایم یا اینکه مسئله را درست نفهمیده‌ایم؟ ادامه نوشته

تحلیل: خرید هواپیما چه اندازه به توسعه صنعت هوایی کمک می‌کند؟

خرید هواپیما و نوسازی ناوگان هوایی یکی از مسائل مورد توجه رسانه‌های خبری داخلی و خارجی از زمان انعقاد تفاهم‌نامه خرید هواپیماهای ایرباس بوده است. نکته‌ای که در ضمن انعقاد تفاهم‌نامه با ایرباس و پس از آن با شرکت‌های اِی‌تی‌آر، بوئینگ و میتسوبیشی مورد اشاره مدیران ارشد صنعت هوایی قرار گرفته است، رساندن ایران به جایگاه هاب منطقه‌ای است. شکی نیست که صنعت هوایی در ایران نیازمند تحولات جدی است و نوسازی ناوگان هوایی، به سبب مستهلک شدن تعداد زیادی از هواپیماهای در حال استفاده در خطوط هوایی ایران یکی از مهم‌ترین مولفه‌های این تحول است. اما آیا نوسازی ناوگان هوایی بهترین استراتژی برای رسیدن به جایگاه هاب منطقه‌ای است؟ اجازه بدهید گامی فراتر برویم و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا دستیابی به جایگاه هاب منطقه‌ای می‌تواند چشم‌انداز مناسبی برای صنعت هوایی ایران باشد؟ در این یادداشت کوتاه، نگاهی به چند نکته خواهم داشت که می‌تواند در تحلیل این مسئله مورد استفاده قرار بگیرد. ادامه نوشته

تحلیل: آیا ثبات مدیریتی الزاماً با دستیابی به بازده بالاتر همراه است؟

کسی به ترکیب تیم برنده دست نمی‌زند! به طور منطقی، هنگامی که یک تیم در دستیابی به اهداف تعیین‌شده موفق باشد، تمایل اندکی برای تغییر و تحول یک‌باره ترکیب اعضا وجود دارد و گاهی این ترکیب به جز تغییرات جزئی یا اجباری، برای دوره‌های بلندمدت حفظ می‌شود. این نگرش برگرفته از پیش‌فرضی‌ست که عملکرد موفقیت‌آمیز را بیش از همه ناشی از ترکیب مجریان و هدایت‌گران تیم می‌داند. این قاعده در دنیای کسب‌وکار نیز صادق است. ترکیب هیئت‌مدیره شرکت‌های موفق کمتر تحت تغییر قرار می‌گیرد و مدیران ارشد در شرکت‌هایی نظیر پی‌اندجی به واسطه عملکرد خیره‌کننده‌شان در دستیابی به اهداف سودآوری و رشد برای سال‌های طولانی در جایگاه خود باقی می‌مانند. اما مسئله ثبات مدیریتی و شدت تغییرات اعضای هیئت‌مدیره همانند بسیاری از مسائل دیگر مدیریتی وجوه متفاوتی دارد و حد بهینه این ثبات محل اختلاف صاحب‌نظران است. به طور مشخص، اجازه دهید نگاهی کوتاه به این گزاره داشته باشیم که آیا ثبات مدیریتی الزاماً همان کیمیایی‌ست که برای دستیابی به عملکرد بالاتر مورد نیاز است؟ ادامه نوشته

تحلیل: شرکت‌های چند کسب‌وکاره و دو پرسش استراتژیک

به تازگی، گزارش سالیانه قدرت تنوع‌بخشی و راهبری در صد و پنجاه شرکت بزرگ ایران توسط مرکز مطالعات استراتژیک آریانا منتشر شده است. این گزارش که برآیند کار مشترک من و جناب آقای مهندس اسدی است، به واکاوی دو پرسش مهم در حوزه مطالعات مدیریت استراتژیک پرداخته است. پرسش نخست، اینکه تنوع بخشی و الگوی رشد چه تاثیری بر بازده خواهد داشت و پرسش دوم، اینکه راهبری و الگوی اداره بازده را چگونه تحت تاثیر قرار می‌دهد. دانشکده‌های کسب‌وکار و شرکت‌های بین‌المللی مشاوره مدیریت مانند مک‌کنزی، بی‌سی‌جی و بِین گزارشات منظمی را در خصوص مسئله تنوع بخشی منتشر می‌کنند؛ اما فضای کسب‌وکار کشور تاکنون از چنین پژوهش‌هایی بی‌بهره بوده است و مرکز مطالعات استراتژیک آریانا با شناخت این خلأ مطالعاتی درصدد انتشار این گزارش برآمده است. در سوی دیگر، ماهیت خصوصی‌سازی در ایران زمینه‌ساز پیدایش الگوهای ویژه‌ای در راهبری شرکت‌ها به موازات الگوهای مالکیت شده است و عدم تمایز قائل‌شدن میان الگوی مالکیت و الگوی راهبری یکی از حلقه‌های مفقوده دانش استراتژی در ایران است. بدین ترتیب، مرکز مطالعات استراتژیک آریانا تلاش کرده تا با تفکیک راهبری از مالکیت، رابطه میان راهبری و بازده را با داده‌های عینی برگرفته از بازار بورس بررسی کند. ادامه نوشته

تحلیل: از کدام ابزارهای مدیریتی بیشتر استفاده می‌شود؟

جعبه ابزار مدیران و مشاوران مدیریت در سال‌های اخیر تنوع زیادی پیدا کرده است. ابزارهای جدید، الگوهای متنوع و مدل‌هایی که هر کدام برای هدف یا منظور خاصی طراحی شده و توسعه یافته‌اند، گزینه‌های در دسترس مدیران و مشاوران را به شدت افزایش داده است و در برخی موارد، سبب سردرگمی آنها هم شده است. اگر تجربه حضور در یک پروژه مشاوره مدیریت را داشته باشید، به احتمال فراوان با بحث درباره دلایل انتخاب یک ابزار و منطقی که در ترجیح آن ابزار به سایر ابزارها وجود دارد، روبرو شده‌اید. در یکی از نوشته‌های قبلی‌ام با عنوان دام متدولوژی در مشاوره مدیریت اشاره کوتاهی به این مسئله کرده‌ام. شرکت مشاوره مدیریت بِین‌اَند‌کمپانی گزارش ارزشمندی درخصوص ابزارها و مدل‌های مدیریتی منتشر می‌کند و مدتی‌ست نسخه سال ۲۰۱۵ میلادی این گزارش روی سایت این شرکت در اختیار همگان قرار گرفته است. این گزارش از اهمیت فراوانی برخوردار است و به شخصه مطالعه آن را به دانشجویان مدیریت و اشخاصی که در حوزه مشاوره فعالیت می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم. اخیراً یادداشت کوتاهی را پیرامون این گزارش بر روی وب‌سایت گروه پژوهشی صنعتی آریانا منتشر کرده‌ام که چکیده‌ای از رتبه‌بندی نهایی ابزارهای مدیریتی در سال ۲۰۱۵ را دربردارد. از آنجایی که متن اصلی این یادداشت روی وب‌سایت گروه پژوهشی صنعتی آریانا وجود دارد، از بازنشر آن خودداری می‌کنم و ضمن اشاره کوتاهی به جمع‌بندی آن یادداشت، شما را به خواندن متن کامل یادداشت خودم و گزارش بِین دعوت می‌کنم. ادامه نوشته