بایگانی برچسب

به تدوین استراتژی

دستاوردهای مشاوره: استراتژی و ساختار تامکار گاز

یکی از دغدغه‌های اساسی مدیران در همه سازمان‌ها این است که حتی با وجود صرف زمان و هزینه فراوان برای طراحی و تدوین استراتژی و استفاده از مشاوران و خبرگان، باز هم قادر نیستند به اهداف موردانتظار خود دست پیدا کنند. این مسئله دلایل متعددی دارد، اما یکی از اصلی‌ترین دلایل را باید در فراهم نبودن بستر سازمان برای پیاده‌سازی استراتژی‌ها جست‌وجو کرد. تا زمانی‌که ساختار سازمانی متناسب با جهت‌گیری‌های استراتژیک اصلاح و بهینه‌سازی نشده باشد، نمی‌توان انتظار چندانی از فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک داشت و به همین دلیل، بهتر است پروژه‌های مشاوره تلفیقی از استراتژی و ساختار باشند؛ نه فقط یکی از این دو. یکی از تجربه‌هایم در این نوع پروژه‌های تلفیقی در شرکت ساخت تجهیزات گاز تامکار بوده است. این شرکت در هنگام شروع پروژه، سبد ناهمگونی از چند کسب‌وکار را در اختیار داشت و ناهمگونی میان این کسب‌وکارها، توان عملیاتی شرکت را محدود کرده بود. به علاوه، ساختار شرکت نیز توانایی پاسخگویی به نیاز یک شرکت فعال در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار را نداشت. پروژه مشاوره علاوه بر مستندسازی جهت‌گیری‌های استراتژیک و مدیریت سبد کسب‌وکارها حول قابلیت کلیدی شرکت در مهندسی، بازطراحی ساختار شرکت و طراحی استراتژی‌های سرپرستی ستاد بر کسب‌وکارها را نیز شامل شد. تامکار گاز بر همین مبنا امروز هلدینگی فعال در حوزه گاز است که با تکیه بر توان فنی و مهندسی خود در زنجیره ارزش این صنعت کسب‌وکارهای مختلفی از جمله ساخت تجهیزات جایگاه‌های سوخت‌رسانی CNG، طراحی و ساخت انواع کمپرسور، گازرسانی به شیوه VPL، جمع‌آوری گازهای فلر و سرچاهی و همچنین ساخت لوله‌های حفاری را اداره می‌کند.

 

نمونه‌هایی از دستاوردهای مشاوره:

برنامه ریزی استراتژیک پالایشگاه بندرعباس

بازطراحی ساختار گروه ماه تاب

طراحی مدل کسب و کار پتران

انتخاب روش برنامه ریزی استراتژیک : استراتژی رسیدن به استراتژی

در گذشته وقت و هزینه زیادی صرف برنامه‌ریزی استراتژیک کردیم، اما این کار نتیجه‌ای برای‌مان نداشت

این جمله یا عبارت‌هایی مشابه آن، یکی از صورت‌مسئله‌های اساسی اغلب مدیران است. سازمان‌ها هزینه زیادی صرف فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک می‌کنند، از خدمات گران‌قیمت مشاوره استفاده می‌کنند، نیروهای جدیدی در واحد برنامه‌ریزی استخدام می‌کند، دفتر مدیریت استراتژیک می‌سازند، کمیته‌ها و کارگروه‌ها و جلسه‌های گروهی متعددی برگزار می‌کنند و زمانی را که می‌توانستند برای حل دیگر مسائل سازمان‌شان صرف کنند، به فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک اختصاص می‌دهند. و خروجی این فرایند اغلب تعدادی گزارش است که حجم قابل توجهی دارند، پر از نمودارها و تصاویر رنگی هستند، اما بیشتر از استراتژی به لیست آرزوها شباهت دارند. این وضعیت دلایل متعددی دارد و حتی می‌توان درباره آن کتاب نوشت! اما میان این دلایل متعدد، ریشه‌ای‌ترین دلیل این است: می‌خواهیم برای سازمان‌مان استراتژی تدوین کنیم، اما برای تدوین استراتژی‌مان با کدام استراتژی به پیش می‌رویم؟ به عبارت ساده‌تر، روش برنامه ریزی استراتژیک ما چیست؟

بیشتر بخوانید …

مشاوره مدیریت: اصالت مسئله

طراحی استراتژی به معنای زمان‌بندی برای برگزاری تعدادی جلسه و طی کردن یک فرایند گام به گام نیست. طراحی و تدوین استراتژی چیزی نیست که امروز آن را شروع کنیم و یک ماه، دو ماه یا شش ماه بعد به پایان برسانیم. نگاه به طراحی استراتژی در قالب یک پروژه دارای حد و مرز مشخص و غیرمنعطف، نوعی بدفهمی است که گریبان‌گیر سازمان‌های ما شده است و پیامدهایش به وضوح قابل مشاهده است. نگاه به استراتژی باید از رویکرد صرفاً مبتنی بر فرایند، به رویکرد مبتنی بر محتوا تغییر کند و هر داده، رخداد یا فرصت جدیدی نقش خودش را در شکل‌دهی به استراتژی‌ها ایفا کند. در چنین نگاهی، اصالت با شناخت مسئله و حل آن از طریق تصمیم‌گیری‌های استراتژیک است و سندهای برنامه‌ریزی استراتژیک و شاخص‌های ارزیابی برنامه‌ها، در آن نقش حاشیه‌ای دارند. چنین رویکردی، اصالت در جهت‌گیری‌های استراتژیک را هم به همراه خواهد داشت.

نقش هیئت مدیره در تدوین استراتژی

مسئولیت طراحی و تدوین استراتژی یکی از صورت‌مسئله‌های مبهم در فضای کسب‌وکار است و دیدگاه‌های مختلف و گاه متضادی نسبت به آن وجود دارد. یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که سازمان‌ها در این زمینه با آن مواجه هستند، نقشی است که هیئت مدیره در طراحی و تدوین استراتژی دارد. به عبارت دیگر، هیئت مدیره باید تا چه میزان در تصمیم‌گیری پیرامون استراتژی‌های سازمان نقش‌آفرینی کند، سطح  بهینه و منطقی مداخلات هیئت مدیره تا کجاست و ایفای نقش هیئت مدیره باید چگونه و با چه سازوکاری صورت بپذیرد؟ برخی از اندیشمندان، محققان و مشاوران استراتژی تلاش کرده‌اند این پرسش‌ها را در قالب مفاهیمی مانند حاکمیت شرکتی و سیاست سرپرستی (به طور خاص در شرکت‌های چندکسب‌وکاره و هلدینگ‌ها) پاسخ دهند. این پاسخ‌ها راهنماهای خوبی را در برابر مسئله نقش هیئت مدیره فراهم کرده‌اند، اما شاید به برخی جنبه‌ها که از ماهیت و منطق وجود هیئت مدیره ریشه می‌گیرند، کمتر توجه شده باشد.

بیشتر بخوانید …

سنجش استراتژی‌ها بر مبنای ایده کانونی نظریه دو عاملی هرزبرگ

نزدیک به شصت سال پیش، فردریک هرزبرگ، روانشناس سرشناس امریکایی ایده‌های اولیه خود درباره ماهیت انگیزش کارکنان را با چاپ یک کتاب به دنیا معرفی کرد. از آن زمان تاکنون، نظریه دو عاملی هرزبرگ که با نام‌های دیگری از جمله تئوری بهداشت انگیزش نیز شناخته می‌شود، به یکی از پراستنادترین نظریه‌های دانش مدیریت تبدیل شده است و مقاله‌ای که هرزبرگ پس از ده سال از ارائه ایده اولیه‌اش در نشریه دانشکده کسب‌وکار هاروارد منتشر کرده است، یکی از مقالاتی‌ست که بیشترین بازدیدها و توجهات را در طول تاریخ انتشار نشریه دانشکده کسب‌وکار هاروارد به خود اختصاص داده است. چکیده ایده هرزبرگ درخصوص انگیزش شغلی این است که ضعف یا کاستی در متغیرهایی مانند حقوق و مزایا، شرایط کاری یا امنیت شغلی می‌تواند منجر به عدم رضایت کارکنان یک سازمان شود، اما وجود این عوامل نمی‌تواند رضایت کارکنان را تامین کند. او این عوامل را عوامل بهداشتی می‌نامد و به گروه دیگری از عوامل مانند رشد، مسئولیت و معنی‌دار بودن کار با عنوان عوامل انگیزشی اشاره می‌کند که وجود آنها سبب ایجاد رضایت در کارکنان است. در واقع، تئوری هرزبرگ رضایت از کار و نارضایتی از کار را از همدیگر تفکیک می‌کند و رضایت را نقطه مقابل نارضایتی قرار نمی‌دهد. نبود عوامل بهداشتی می‌توانند سبب نارضایتی کارکنان و بروز شکایت‌ها و اعتراض‌های آنان شود، اما تامین عوامل بهداشتی فقط منجر به از بین‌رفتن نارضایتی می‌شود و نقشی در ایجاد انگیزه و رضایت کارکنان ندارد. در مقابل، عوامل انگیزشی هستند که رضایت کارکنان را در پی دارند و نبود این عوامل سبب نارضایتی نمی‌شود، اما رضایت را از بین می‌برد. از نگاهی دیگر، عوامل بهداشتی حافظ وضع موجود هستند و عوامل انگیزشی موجب بهبود و پیشرفت می‌شوند.

بیشتر بخوانید …