صفحه نخست

آخرین یادداشت‌ها

دام متدولوژی مشاوره مدیریت

در پروژه‌های مشاوره مدیریت، تنظیم و تحویل پروپوزال و معرفی متدولوژی تیم مشاوره برای ارائه خدمات، نقطه آغازین فرایند است. پروپوزال پروژه معمولاً شرحی از نتایج مورد انتظار و روش حصول این نتایج را شامل می‌شود. بنابراین، معرفی متدولوژی نقطه کانونی پروپوزال است و سازمان کارفرما نیز بر اساس متدولوژی درباره عقد قرارداد با تیم مشاوره تصمیم می‌گیرد. در برخی موارد نیز، سازمان کارفرما بنا بر الزامات مورد نظر خود متدولوژی خاصی را برای اجرای پروژه در نظر می‌گیرد و خواستار تنظیم پروپوزال و اجرای پروژه حول آن متدولوژی است. البته، روشن است که منظورم از مشاوره مدیریت در این یادداشت، پروژه‌هایی‌ست که به یک تیم مشاوره ارجاع داده می‌شود و می‌توان نمونه‌های متعددی از آنها را با عناوینی مانند پروژه برنامه‌ریزی استراتژیک، پروژه طراحی ساختار، پروژه مدل ارزیابی شایستگی کارکنان یا پروژه کنترل کیفیت یافت. بر این اساس، متدولوژی تا چه اندازه می‌تواند نقش محوری را در پروژه‌های مشاوره مدیریت داشته باشد؟ در این یادداشت کوتاه با تمرکز بر حوزه استراتژی، به چند نکته درباره متدولوژی مشاوره مدیریت و دام‌های نهفته بر سر راه آن اشاره می‌کنم. بیشتر بخوانید …

فرهنگ و حرکت‌های اجتماعی اصلاح‌گرایانه در ایران

تحولات محیطی روز به روز شدت بیشتری پیدا می‌کنند و کنترل روند تغییر و تحولات دشوار شده است. سرعت زندگی افزایش پیدا کرده و سبک زندگی از حالت متداول سنتی به آمیخته‌ای ناهمگون از سبک زندگی سنتی و مدرن تبدیل شده است. قواعد و هنجارهای عرفی نقش پررنگ‌تری نسبت به یک دهه قبل پیدا کرده‌اند و الزامات و انتظارات جدیدی در رابطه میان افراد با همدیگر و نیز، در رابطه میان عموم مردم و طبقه حاکمان پدیدار شده است. این عوامل در کنار یکدیگر ترکیب پویایی را به وجود آورده‌اند که اداره و هدایت آن دشوار است و بعضاً، به ویژه در سالیان اخیر، پیامدهای نامطلوب آن بیشتر از پیامدهای مطلوبش بوده است. تصور می‌کنم کنترل و رفع پیامدهای نامطلوب و به موازات آن، ارائه هنجارهای رفتاری و قواعد الگو برای چنین جامعه‌ای به چیزی فراتر از تلاش‌های دولت مرکزی یا نهادهای تقنینی و قضایی نیاز دارد. در طرف مقابل، معتقدم نباید راه چاره این وضعیت را در تشکیل نهادهای جدید و عمدتاً با وظایف موازی یا تنظیم سازوکارهای رسمی جست‌وجو کرد. اداره چنین وضعیتی بیش از هر چیز به حرکت‌های اجتماعی اصلاح‌گرایانه نیاز دارد و فرهنگ جان‌مایه شکل‌گیری و برآیند چنین حرکت‌هایی است. بیشتر بخوانید …

تحلیل: آموزش مشاوره مدیریت با دوره دانشگاهی؟

تقریباً همه دانشگاهیان از این مسئله آگاهند که نظام آموزشی رسمی در ایران با استانداردها و عرف جهانی فاصله زیادی دارد. منظورم از استاندارد جهانی منحصر به استانداردهای دانشگاهیِ جوامع توسعه یافته نیست، بلکه نظام آموزش رسمی ایران حتی در سطح استانداردهای چین، هند و ترکیه هم حرفی برای گفتن ندارد. محتوای دوره، دروس ارائه شده، منابع درسی، کیفیت پایان‌نامه‌ها، نسبت سرانه استاد به دانشجو، نظام چاپ و انتشار مقالات علمی، فضای آموزشی، امکانات مکمل نظیر کتابخانه و آزمایشگاه، محیط دانشگاه، برنامه‌های جانبی و بسیاری از دیگر پارامترهای دانشگاهی، حتی در بهترین دانشگاه‌های ایران، قابلیت مقایسه با نمونه‌های منطقه‌ای را هم ندارند و با این حال پیشتازیِ علمیِ منطقه در سند استراتژی ملی ذکر شده است! [یک توضیح مهم و تکراری اینکه، تعداد مقالات به هیچ عنوان نشان‌دهنده رشد علمی نیست، هرچند که در آمار این مقالات به چاپ رسیده هم جای تشکیک است.] در این یادداشت ادعای پرداختن به چالش‌های آموزش رسمی در ایران و ارائه راهکار برای آنها را ندارم. نکته محوری این یادداشت متمرکز بر چیزی‌ست که تصور می‌کنم در آینده نزدیک به یکی از تهدیدهای اساسی در حیطه رشته مدیریت تبدیل خواهد شد: آموزش مشاوره مدیریت در دانشگاه! بیشتر بخوانید …

پارادایم های فلسفی در مدیریت: پوزیتیویسم و استراتژی

در یکی از جلسات کلاس‌های دوره دکتری، اداره کلاس درباره پارادایم پوزیتیویسم، یا آنچه عموماً به اثبات‌گرایی ترجمه شده است، به من واگذار شد. تجربه آن کلاس و بحث‌های مکمل در جلسات بعدی انگیزه‌ای برای تحریر این یادداشت درباره پارادایم‌های حاکم بر مطالعات مدیریتی شد که فکر می‌کنم مطالعه آن ممکن است برای مخاطبان دانشگاهی، به ویژه در مقطع تحصیلات تکمیلی مدیریت مفید باشد. با این حال، تلاش کرده‌ام در این یادداشت مدعیات و نکات مورد نظرم را به زبانی ساده مطرح کنم تا دامنه مخاطبان آن گسترده‌تر باشد. فلسفه و پارادایم‌های فلسفی زیربناهای فکری انسان‌ها را می‌سازند، به همین دلیل آموختن فلسفه، فارغ از حیطه کاری و تخصص افراد، نقش مهمی در شکل‌دهی به توان فکری و قدرت استدلال انسان دارد. متأسفانه، فلسفه در ایران به آفت پیچیده‌گویی دچار شده است و همین مسئله سبب رویگردانی جامعه از آموختن فلسفه و بی توجهی به مبانی فلسفی افکار و اندیشه‌ها شده است. تصور می‌کنم بحث‌های بنیادین و پرداختن به فلسفه یا چرایی افکار و اندیشه‌ها میان متخصصین حوزه‌های مختلف می‌تواند سهم بسزایی در آوردن فلسفه از “برج عاج” به بطن جامعه داشته باشد.

پارادایم پوزیتیویسم که برای مدتی طولانی، جریان اصلی علم را در حوزه علوم اجتماعی و مدیریت هدایت کرده است، پیش از هر چیز و بیش از هر چیز به کاربرد روش علمی تجربی در کسب معرفت دلالت دارد. اندیشمندان اصلی این پارادایم فلسفی معتقدند برای مطالعه واقعیت‌های اجتماعی باید از همان روش‌هایی بهره گرفت که در علوم تجربی و برای مطالعه پدیده‌های تجربی به‌کار می‌روند. به طور کلی؛ در سنت پوزیتیویسم برای تصمیم‌گیری درباره درست یا غلط بودن هر گزاره باید به مشاهدات عینی رجوع کرد و از هر موجودیت غیرقابل مشاهده یا هر گزاره آزمون‌ناپذیر اجتناب نمود. به همین دلیل، انگیزه‌های ناشی از باورهای ارزشی یا پیش‌داوری‌های ذهنی محقق فاقد اعتبار علمی هستند. اما، نکته‌ای که در این یادداشت قصد دارم اندکی درباره آن صحبت کنم، کارکرد پارادایم پوزیتیویسم در حوزه استراتژی است. بیشتر بخوانید …

نهایت مزیت رقابتی : تغییر استراتژی، پا‌به‌پای سرعت کسب‌وکار

مورد تردید قرار دادن مفاهیم مدیریتی تثبیت شده و نگاه به آنها از زاویه‌ای جدید در وهله نخست دشوار و چالش برانگیز به نظر می‌رسد. ” مزیت رقابتی پایدار ” نمونه‌ای از این دست مفاهیم است که سال‌ها پارادایم مسلط بر تحقیقات و مباحث مرتبط با استراتژی بوده و ایده محوری بسیاری از کتاب‌های دانشگاهی مدیریت استراتژیک به شمار می‌آید. برای من نیز، اولین مواجهه با اثر ریتا مک‌گراث با عنوان “The End of Competitive Advantage: How to Keep Your Strategy Moving as Fast as Your Business” چالش برانگیز بود و خوشحالم که توانستم با همکاری و همراهی مجموعه دوستانم در انتشارات آریانا قلم، ترجمه این کتاب را با عنوان ” نهایت مزیت رقابتی: تغییر استراتژی، پا‌به‌پای سرعت کسب‌و‌کار ” در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به علاقه‌مندان حوزه استراتژی عرضه کنم. بیشتر بخوانید …