کارگاه آموزشی رایگان مدیریت استراتژیک

اسفند امسال مانند سال‌های گذشته قصد برگزاری تعداد محدودی (سه یا چهار) کارگاه رایگان را در حوزه مباحث مدیریت استراتژیک برای سازمان‌ها و شرکت‌های تجاری مستقر در تهران دارم. برگزاری این کارگاه‌های رایگان یکی از جذاب‌ترین برنامه‌هایم در پایان سال است و خوشحالم که تجربه‌ خوشایندی از برگزاری چنین کارگاه‌هایی داشته‌ام. در طرف مقابل، بازخورد سازمان‌ها نیز نسبت به این کارگاه‌ها مثبت بوده و ایده‌ام با استقبال روبرو شده است. بنابراین، امسال نیز کارگاه‌های رایگان را برگزار می‌کنم. این کارگاه‌ها به مباحث مدیریت استراتژیک اختصاص دارد و محتوای کارگاه منعطف و بر حسب نیاز سازمان متقاضی است. مخاطبان کارگاه هم مدیران، سهامداران و کارشناسان ارشد سازمان‌اند. شرایط برگزاری کارگاه نیز بسیار ساده است؛ کارگاه برای یک روز یا ۶ ساعت آموزش برنامه‌ریزی می‌شود، محل برگزاری کارگاه توسط سازمان متقاضی آماده می‌شود و هیچ هزینه‌ای برای برگزاری کارگاه از سازمان گرفته نمی‌شود. از آنجایی که فرصت برگزاری تعداد محدودی کارگاه را دارم، لازم است حداکثر تا ۱۵ اسفند برای هماهنگی اقدام کنید. اولویت برای برگزاری کارگاه را به شرکت‌هایی خواهم داد که زودتر برای هماهنگی اقدام کنند و صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند، برایم از جذابیت بیشتری برخوردار باشد. تصور می‌کنم شرکت در یک کارگاه آموزشی رایگان در پایان سال، فرصت آموزشی هیجان‌انگیزی باشد!

+ دریافت پوستر کارگاه

شناسایی مسئله در پروژه های مشاوره مدیریت (بخش سوم)

در دو یادداشت قبلی درباره شناسایی مسئله در پروژه‌های مشاوره مدیریت [یادداشت اول، یادداشت دوم] به اهمیت فاز شناخت در پروژه‌های مشاوره، بررسی یک نمونه واقعی و طرح سئوالاتی درباره روش مناسب شناخت پرداختم. بعد از این مقدمه نسبتاً مفصل، این پرسش مطرح است که ” چه روش یا روش‌هایی برای شناسایی مسائل واقعی در هنگام تعریف پروژه‌های مشاوره مدیریت از کارآمدی برخوردارند؟ ” منظورم از کارآمدی، قابلیت حل مسائل واقعی سازمان و تاثیرگذاری بر نتایج مشهود و نامشهود سازمان است. واضح است که می‌توان کارآمدی را از دید صرفه اقتصادی به صورت اجرای پروژه با کمترین هزینه و زمان در نظر گرفت، اما من کارآمدی را در معنای واقعی نقش مشاوره در نظر گرفته‌ام. یکی از مهمترین بخش‌های پروژه‌ها و طرح‌هایی که تحت عنوان مشاوره مدیریت در سازمان‌ها اجرا می‌شود، بخش متدولوژی یا همان روش اجرای پروژه است. اگر نگاهی به پروپوزال‌های مشاوره بیندازید، متوجه می‌شوید که متدولوژی سهم پررنگی را به خود اختصاص داده است و کارفرما و مشاور در جلساتی که به تصمیم‌گیری برای عقد قرارداد مشاوره می‌انجامد، تاکید فراوانی روی متدولوژی دارند. اما نکته‌ای که همیشه ذهن من را به خود معطوف می‌کند این است که با فرض استفاده از بهترین، جدیدترین و کامل‌ترین متدولوژی‌های مشاوره، باز هم حل مسائل ظاهری سازمان یا مسائلی که به هر دلیل به عنوان مسئله پنداشته می‌شود، به هیچ عنوان اثربخشی ندارد و نتیجه‌ای عاید سازمان نمی‌کند. نکته جالب‌تر این است که گاهی حل مسائل ظاهری منجر به پدیدارشدن موانع جدیدی پیش‌روی سازمان می‌شود و سازمان را درگیر وضعیت پیچیده‌تری می‌کند. ادامه نوشته

بازی برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد

هفته‌ای که گذشت، برای من با چاپ نخستین کتابم با عنوان “بازیِ برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد” همراه بود. این کتاب ترجمه‌ای از “Playing to Win: How Strategy Really Works” است که در سال ۲۰۱۳ توسط آلن لافلی (مدیرعامل پی‌اندجی) و راجر مارتین (استاد دانشکده کسب‌وکار روتمن) نوشته شده و توسط انتشارات دانشکده کسب‌وکار هاروارد به چاپ رسیده است و از زمان انتشار به عنوان یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های آمازون و وال استریت ژورنال مطرح بوده است. نسخه ترجمه کتاب نیز توسط دوستان خوبم در انتشارات آریانا قلم چاپ شده و این فرصت را داشتم تا کتابم برای نخستین بار در بخش علمی کاربردی دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت عرضه شود. ادامه نوشته

استراتژی چه نیست؟

یکی از مسائلی که در پروژه‌های مشاوره و در کارگاه‌های آموزشی با آن روبرو هستم، درک نادرست مخاطبان از مفهوم استراتژی است. در هر سازمانی که مشغول به کار بوده باشید، حتماً با واژه استراتژی برخورد کرده‌اید. بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها در بولتن‌ها و نشریات داخلی به بخش‌هایی از استراتژی‌شان اشاره می‌کنند؛ مدیران سازمان در جلسات داخلی یا در نشست‌های خبری به تصمیمات استراتژیک جدید اشاره می‌کنند؛ حتی ممکن است بخشی از استراتژی‌های شرکت در قالب تابلو یا پوستر در داخل سازمان به نمایش درآمده باشد. اما با وجود همه اینها، بسیاری از مدیران و کارکنان درک صحیحی از این مفهوم ندارند. وقتی مدیران و کارکنان سازمان از استراتژی تعریف صحیحی نداشته باشند، نمی‌توانند آن را به ذی‌نفعان و مراجعان‌شان انتقال دهند. نتیجه چنین وضعیتی، ذهنیت آشفته انسان‌ها و گفتمان مبهمی‌ست که تحت عنوان استراتژی از آن سخن به میان می‌آید. در این یادداشت کوتاه قصد ندارم تعریف صحیح و دقیق استراتژی را ارائه دهم [و البته ادعای آن را هم ندارم]، بلکه می‌خواهم حسب تجربه و مشاهدات شخصی‌ام، به چیزهایی اشاره کنم که استراتژی نیستند! ادامه نوشته

نگاهی به کارکردهای شبکه های اجتماعی علمی

عموماً وقتی صحبت از شبکه اجتماعی می‌شود، ناخودآگاه تصورمان به سوی ارتباطات مجازی و به اشتراک‌گذاری تعدادی جمله، عکس و خبر می‌رود. اغلب لیست ذهنی‌مان هم محدود است و به زحمت می‌توانیم شبکه‌هایی را نام ببریم که به لحاظ کارکرد از همدیگر متفاوت باشند. اما واقعیت چیز دیگری است! روشن است که شبکه‌های اجتماعی مانند هر پدیده تکنولوژیک دیگری به تدریج جای خود را میان کاربران اینترنت پیدا کرده‌اند و دیگر تصور دنیا بدون این شبکه‌ها ممکن نیست. شبکه‌های اجتماعی فارغ از ساده‌سازی امکان برقراری ارتباط اجتماعی، از حیث کارکردی با هم متفاوتند و این تفاوت عامل تمایز میان آنها و حتی تمایز میان کاربران‌شان شده است، به همین دلیل ممکن است در میان دوستان و آشنایان خود اشخاصی را بشناسید که در فیسبوک عضو نیستند، اما در توئیتر یا اینستاگرام حضور فعالی دارند. دلیل تاکیدم روی تفاوت کارکردی شبکه‌های اجتماعی توجه به نیازها و شرایط خاص خودمان و سپس استفاده از این شبکه‌ها برای رفع نیازهایمان است. با نگاهی به فهرست‌های منتشره از شبکه‌های اجتماعی متوجه خواهید شد که تقریباً می‌توان برای هر گروه از مخاطبان و هر نوع نیاز یک شبکه اجتماعی اختصاصی را یافت. در این یادداشت کوتاه قصد معرفی دو شبکه اجتماعی را دارم که به جامعه دانشگاهی و محققان اختصاص دارد و استفاده از آنها می‌تواند فرصت‌های تحقیقاتی خوبی را برای کاربران فراهم کند. ادامه نوشته