بازی برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد

هفته‌ای که گذشت، برای من با چاپ نخستین کتابم با عنوان “بازیِ برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد” همراه بود. این کتاب ترجمه‌ای از “Playing to Win: How Strategy Really Works” است که در سال ۲۰۱۳ توسط آلن لافلی (مدیرعامل پی‌اندجی) و راجر مارتین (استاد دانشکده کسب‌وکار روتمن) نوشته شده و توسط انتشارات دانشکده کسب‌وکار هاروارد به چاپ رسیده است و از زمان انتشار به عنوان یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های آمازون و وال استریت ژورنال مطرح بوده است. نسخه ترجمه کتاب نیز توسط دوستان خوبم در انتشارات آریانا قلم چاپ شده و این فرصت را داشتم تا کتابم برای نخستین بار در بخش علمی کاربردی دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت عرضه شود. ادامه نوشته

استراتژی چه نیست؟

یکی از مسائلی که در پروژه‌های مشاوره و در کارگاه‌های آموزشی با آن روبرو هستم، درک نادرست مخاطبان از مفهوم استراتژی است. در هر سازمانی که مشغول به کار بوده باشید، حتماً با واژه استراتژی برخورد کرده‌اید. بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها در بولتن‌ها و نشریات داخلی به بخش‌هایی از استراتژی‌شان اشاره می‌کنند؛ مدیران سازمان در جلسات داخلی یا در نشست‌های خبری به تصمیمات استراتژیک جدید اشاره می‌کنند؛ حتی ممکن است بخشی از استراتژی‌های شرکت در قالب تابلو یا پوستر در داخل سازمان به نمایش درآمده باشد. اما با وجود همه اینها، بسیاری از مدیران و کارکنان درک صحیحی از این مفهوم ندارند. وقتی مدیران و کارکنان سازمان از استراتژی تعریف صحیحی نداشته باشند، نمی‌توانند آن را به ذی‌نفعان و مراجعان‌شان انتقال دهند. نتیجه چنین وضعیتی، ذهنیت آشفته انسان‌ها و گفتمان مبهمی‌ست که تحت عنوان استراتژی از آن سخن به میان می‌آید. در این یادداشت کوتاه قصد ندارم تعریف صحیح و دقیق استراتژی را ارائه دهم [و البته ادعای آن را هم ندارم]، بلکه می‌خواهم حسب تجربه و مشاهدات شخصی‌ام، به چیزهایی اشاره کنم که استراتژی نیستند! ادامه نوشته

نگاهی به کارکردهای شبکه های اجتماعی علمی

عموماً وقتی صحبت از شبکه اجتماعی می‌شود، ناخودآگاه تصورمان به سوی ارتباطات مجازی و به اشتراک‌گذاری تعدادی جمله، عکس و خبر می‌رود. اغلب لیست ذهنی‌مان هم محدود است و به زحمت می‌توانیم شبکه‌هایی را نام ببریم که به لحاظ کارکرد از همدیگر متفاوت باشند. اما واقعیت چیز دیگری است! روشن است که شبکه‌های اجتماعی مانند هر پدیده تکنولوژیک دیگری به تدریج جای خود را میان کاربران اینترنت پیدا کرده‌اند و دیگر تصور دنیا بدون این شبکه‌ها ممکن نیست. شبکه‌های اجتماعی فارغ از ساده‌سازی امکان برقراری ارتباط اجتماعی، از حیث کارکردی با هم متفاوتند و این تفاوت عامل تمایز میان آنها و حتی تمایز میان کاربران‌شان شده است، به همین دلیل ممکن است در میان دوستان و آشنایان خود اشخاصی را بشناسید که در فیسبوک عضو نیستند، اما در توئیتر یا اینستاگرام حضور فعالی دارند. دلیل تاکیدم روی تفاوت کارکردی شبکه‌های اجتماعی توجه به نیازها و شرایط خاص خودمان و سپس استفاده از این شبکه‌ها برای رفع نیازهایمان است. با نگاهی به فهرست‌های منتشره از شبکه‌های اجتماعی متوجه خواهید شد که تقریباً می‌توان برای هر گروه از مخاطبان و هر نوع نیاز یک شبکه اجتماعی اختصاصی را یافت. در این یادداشت کوتاه قصد معرفی دو شبکه اجتماعی را دارم که به جامعه دانشگاهی و محققان اختصاص دارد و استفاده از آنها می‌تواند فرصت‌های تحقیقاتی خوبی را برای کاربران فراهم کند. ادامه نوشته

سنت مهرنامه: تفسیر جهان به جای تغییر جهان

اصولا تخصصی در حوزه رسانه ندارم و نمی‌توانم در این زمینه اظهار نظر موثقی داشته باشم، اما تصور می‌کنم حال و اوضاع فضای رسانه‌ای کشور این روزها نه خیلی بد و نه خیلی خوب است، اگرچه نگاهی روی دکه‌های مطبوعاتی احساس آشفتگی را به ذهن رهگذران متبادر می‌کند. پنداشتم این است که تجربه مطبوعاتی ایرانی به آن حد از بلوغ رسیده که در صورت مجال یافتن بتواند تولیدات قابل قبولی برای سلائق و باورهای متنوع در بطن جامعه فراهم کند. بهترین نمود این پنداشت در میان مجلات اعم از هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و فصلنامه‌ها قابل مشاهده است. فارغ از روزنامه‌ها و گرایشات سیاسی حاکم بر آنها [که موضوع یادداشت من نیست]، طیف مجلات موجود روی دکه‌های مطبوعاتی گستردگی قابل قبولی دارد و برای هر سلیقه‌ و ذائقه‌ای می‌توان دست به انتخاب نشریه زد. ادامه نوشته

پنج چالش برنامه ریزی استراتژیک در شرکت های کوچک

بکارگیری استراتژی منحصر به شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ نیست. حتی اگر شرکت کوچکی با کارمندانی به تعداد انگشتان یک دست داشته باشید، باز هم برای دستیابی به موفقیت در حوزه کاریتان به استراتژی نیاز دارید. استراتژی شما را برای هدایت کسب‌وکار در فضای پرتلاطم بازار و استفاده از قابلیت‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌ها یاری می‌کند. اگر بخواهیم نگاه تمثیل‌واری به استراتژی و برنامه استراتژیک در کسب‌وکارهای کوچک داشته باشیم، می‌توانیم آن را به نقشه‌ای تشبیه کنیم که راهبر کسب‌وکار (کارآفرین/مالک/ مدیر/ سرمایه‌گذار) از آن برای رسیدن به قلعه گنج استفاده می‌کند و طبیعی است که حتی با وجود در دست داشتن نقشه، رسیدن به قلعه گنج بدون خطر نیست! ادامه نوشته