صفحه نخست

آخرین یادداشت‌ها

تحلیل: از کدام ابزارهای مدیریتی بیشتر استفاده می‌شود؟

جعبه ابزار مدیران و مشاوران مدیریت در سال‌های اخیر تنوع زیادی پیدا کرده است. ابزارهای جدید، الگوهای متنوع و مدل‌هایی که هر کدام برای هدف یا منظور خاصی طراحی شده و توسعه یافته‌اند، گزینه‌های در دسترس مدیران و مشاوران را به شدت افزایش داده است و در برخی موارد، سبب سردرگمی آنها هم شده است. اگر تجربه حضور در یک پروژه مشاوره مدیریت را داشته باشید، به احتمال فراوان با بحث درباره دلایل انتخاب یک ابزار و منطقی که در ترجیح آن ابزار به سایر ابزارها وجود دارد، روبرو شده‌اید. در یکی از نوشته‌های قبلی‌ام با عنوان دام متدولوژی در مشاوره مدیریت اشاره کوتاهی به این مسئله کرده‌ام. شرکت مشاوره مدیریت بِین‌اَند‌کمپانی گزارش ارزشمندی درخصوص ابزارها و مدل‌های مدیریتی منتشر می‌کند و مدتی‌ست نسخه سال ۲۰۱۵ میلادی این گزارش روی سایت این شرکت در اختیار همگان قرار گرفته است. این گزارش از اهمیت فراوانی برخوردار است و به شخصه مطالعه آن را به دانشجویان مدیریت و اشخاصی که در حوزه مشاوره فعالیت می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم. اخیراً یادداشت کوتاهی را پیرامون این گزارش بر روی وب‌سایت گروه پژوهشی صنعتی آریانا منتشر کرده‌ام که چکیده‌ای از رتبه‌بندی نهایی ابزارهای مدیریتی در سال ۲۰۱۵ را دربردارد. از آنجایی که متن اصلی این یادداشت روی وب‌سایت گروه پژوهشی صنعتی آریانا وجود دارد، از بازنشر آن خودداری می‌کنم و ضمن اشاره کوتاهی به جمع‌بندی آن یادداشت، شما را به خواندن متن کامل یادداشت خودم و گزارش بِین دعوت می‌کنم. بیشتر بخوانید …

خلق استراتژی: نگاه زنجیره‌وار به تدوین استراتژی

در بسیاری از مواقع به عنوان محقق، مشاور یا مدرس استراتژی با این پرسش‌ها روبه‌رو هستیم: “استراتژی چگونه خلق می‌شود؟” “چه مسیری را باید برای دستیابی به استراتژی اثربخش طی کنیم؟” “گام‌های تدوین و دستیابی به استراتژی چیست؟” بر همین اساس، بخش اعظمی از کتاب‌های حوزه استراتژی به تشریح فرایندها و گام‌هایی اختصاص یافته است که به زعم نویسندگان، مسیری کارآمد برای خلق استراتژی است. بسیاری از این فرایندها و گام‌ها از یک روند سلسله مراتبی برای تحلیل محیط داخلی و پیرامونی پیروی کرده و با ارائه مجموعه‌ای از ابزارها، سعی در جمع‌بندی تحلیل‌ها و ارائه راهکارهایی برای دستیابی به استراتژی دارند. نکته مهم مواردی‌ست که اغلب از قلم می‌افتند. این موارد شامل تعریف دقیقی از استراتژی، در نظر گرفتن یکپارچگی میان گام‌های تدوین و خلق استراتژی و راهنماهایی برای بسترسازی جهت اجرای استراتژی است. در میان کتاب‌های حوزه استراتژی، کتاب اِی. جی. لافلِی (مدیرعامل شرکت پی‌اندجی) و راجر مارتین (استاد دانشکده کسب‌وکار راتمن) با عنوان بازی برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد [Playing to Win: How Strategy Really Works] از جمله کتاب‌هایی‌ست که با پوشاندن هر سه نقطه ضعف یادشده، رویکردی جامع را پیشنهاد داده و این رویکرد را با ذکر مثال‌ها و نمونه‌های متعدد از شرکت پی‌اندجی تشریح می‌کند.

پی‌اندجی بزرگ‌ترین تولیدکننده کالاهای مصرفی در جهان است و محصولات و برندهای متعدد و نام‌آشنایی چون خمیر دندان کرست، پوشک پمپرز، شوینده‌های تاید و آریِل، لوازم اصلاح ژیلت، شامپوهای پن‌تن و هداندشولدرز، دستمال‌های بونتی، پاک‌کننده سوئیفر، مسواک اورال‌بی، عطرهای هوگوباس و ده‌ها برند دیگر را تولید و به بازار عرضه می‌کند. [مشاهده لیست کامل برندهای پی‌اندجی] در واقع، ترکیب درک عمیق اجرایی لافلِی از کسب‌وکار در بالاترین سطوح سازمانی و در یکی از شرکت‌های برتر جهان به همراه نگاه آکادمیک راجر مارتین که سال‌ها ریاست دانشکده کسب‌وکار راتمن را بر عهده داشته است و از همکاران نزدیک مایکل پورتر، استاد برجسته استراتژی دانشکده کسب‌وکار هاروارد، به شمار می‌رود، مدل این کتاب را به یکی از کاربردی‌ترین و مناسب‌ترین الگوهای تدوین استراتژی مبدل ساخته است. اقبال جهانی به کتاب و نقدهای عمدتاً مثبت نسبت به محتوای آن نشان‌دهنده میزان تاثیرگذاری کتاب Playing to Win در حوزه مدیریت و به طور خاص، مدیریت استراتژیک است، به طوری که این کتاب برای مدت‌ها پس از چاپ آن در سال ۲۰۱۳ میلادی، در صدر کتاب‌های پرفروش آمازون در حوزه استراتژی قرار داشت و جوایز متعددی را تحت عنوان کتاب برتر از وال‌استریت ژورنال، فوربس، بیزنس‌ویک و سایر نشریات و رسانه‌های حوزه کسب‌وکار دریافت کرده است. بیشتر بخوانید …

کارگاه تخصصی عارضه یابی پیاده سازی استراتژی

یکی از موضوعات تخصصی و مورد علاقه‌ام در میان حوزه‌های متنوع مدیریت استراتژیک، مسئله “پیاده‌سازی استراتژی” است که در سال‌های اخیر آن را در قالب پایان‌نامه (دوره کارشناسی ارشد)، مقالات متعدد و برگزاری دوره‌های آموزشی و ارائه خدمات مشاوره و عارضه یابی پیاده سازی استراتژی پیگیری کرده‌ام. اگر تجربه حضور در سازمان‌های مختلف به عنوان محقق یا مشاور را داشته باشید، حتماً با انبوهی از برنامه‌ها و اسناد استراتژیک روبه‌رو شده‌اید که فقط در حد ایده‌هایی روی کاغذ باقی مانده‌اند و عملیاتی نشده‌اند. پرسشی که در مواجهه با این وضعیت مطرح می‌شود، منشأ و علت عدم موفقیت سازمان در پیاده‌سازی استراتژی‌هایی‌ست که بعضاً با صرف زمان و هزینه‌های فراوان طراحی شده‌اند؛ دلیل اصلی به شکست انجامیدن برنامه‌ریزی‌های استراتژیک را باید در ورودی ضعیف برای مرحله اجرا جست‌وجو کرد یا این دلایل ناشی از موانع پسااجرایی هستند؟ زمینه و بستر پیاده‌سازی استراتژی نقش تاثیرگذارتری در اجرای موفق دارند یا باید بیش از زمینه به محتوا و ماهیت استراتژی توجه کرد؟ بیشتر بخوانید …

ارتباطات اجتماعی حرفه‌ای: پنج اصل

ارتباطات اجتماعی نقش تعیین کننده‌ای در زندگی امروزی ما ایفا می‌کنند. به طور مشخص، می‌توانید با نگاهی به شبکه اجتماعی و مجموعه ارتباطات کلیدی هر شخص، تصویری از برآیند و نتیجه حرکت او را به دست آورید و حتی جایگاه اجتماعی او را در آینده حدس بزنید. البته، پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که منظورم از شبکه ارتباطات اجتماعی، ناظر به مفهوم رایج شبکه‌های اینترنتی اجتماعی نیست و ارتباطات واقعی انسانی در خارج از فضای مجازی را در نظر دارم. تصور می‌کنم این نقل قول معروف را شنیده‌اید که “شما میانگین پنج شخصی هستید که بیشترین میزان زمان‌تان را با آنها می‌گذرانید”. در واقع این عبارت، فارغ از اعتبار گوینده‌اش، نشان‌دهنده اهمیت ساختار شبکه ارتباطی هر فرد است. با وجود همه کارکردهای مثبت ارتباطات اجتماعی، همه ما در میان تعاملات روزمره‌مان با انبوهی از رابطه‌ها مواجه هستیم که بیش از انتفاع، آسیب‌زننده‌اند و زمان و انرژی ما را به سبب ماهیت و محتوای‌شان هدر می‌دهند. این مسئله به ویژه، با گسترش روزافزون تکنولوژی‌های ارتباطی و افزایش بعضاً بی هدف دامنه ارتباط‌هایمان ضرورت بیشتری یافته و لازم است که به طور مستمر نگاهی به شبکه ارتباطات اجتماعی‌مان بیندازیم و با حذف ارتباطات آزاردهنده و جایگزینی ارتباطات مطلوب، ساختارش را بهینه کنیم. بیشتر بخوانید …

مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب و کار

بدون شک، “مزیت رقابتی” از پر کاربردترین کلید واژگان تخصصی در حوزه استراتژی است و محتوای بحث‌های مدیریت استراتژیک در سطح کسب‌وکار، عمدتاً معطوف به کسب مزیت رقابتی است. مزیت رقابتی پیشران دستیابی به ارزش است؛ در واقع، مزیت رقابتی امکان خلق، حفاظت و بهره‌برداری از ارزش را برای کسب‌وکارها فراهم می‌آورد. بنابراین، در هر اشاره مستقیم به مزیت رقابتی، با اشاره غیرمستقیمی به مسئله ارزش روبه‌رو هستیم. اما مسئله ارزش محدود به سطح کسب‌وکار (Business-Level) نیست و می‌توان آن را در سطوح گروه کسب‌وکار (Corporate-Level) و کارکردی (Functional-Level) نیز مورد بررسی قرار داد. در اینجا، پرسش به چگونگی خلق ارزش در سطوح گروه کسب‌وکار [یا آنچه گاهی به سطح شرکت، سطح بنگاه مادر یا سطح بنگاه ترجمه شده است] و کارکردی اختصاص دارد؛ آیا خلق ارزش در سطح گروه کسب‌وکار یا سطح کارکردی از همان منطق مزیت رقابتی در سطح کسب‌وکار پیروی می‌کند؟ به عبارت دیگر، آیا با همان نگاه حاکم در سطح کسب‌وکار به مزیت رقابتی، می‌توانیم مسئله ارزش را در سطح گروه مورد بررسی قرار دهیم؟ در این یادداشت، نگاهی به خلق ارزش در سطح گروه خواهم داشت. بیشتر بخوانید …