سنت مهرنامه: تفسیر جهان به جای تغییر جهان

اصولا تخصصی در حوزه رسانه ندارم و نمی‌توانم در این زمینه اظهار نظر موثقی داشته باشم، اما تصور می‌کنم حال و اوضاع فضای رسانه‌ای کشور این روزها نه خیلی بد و نه خیلی خوب است، اگرچه نگاهی روی دکه‌های مطبوعاتی احساس آشفتگی را به ذهن رهگذران متبادر می‌کند. پنداشتم این است که تجربه مطبوعاتی ایرانی به آن حد از بلوغ رسیده که در صورت مجال یافتن بتواند تولیدات قابل قبولی برای سلائق و باورهای متنوع در بطن جامعه فراهم کند. بهترین نمود این پنداشت در میان مجلات اعم از هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و فصلنامه‌ها قابل مشاهده است. فارغ از روزنامه‌ها و گرایشات سیاسی حاکم بر آنها [که موضوع یادداشت من نیست]، طیف مجلات موجود روی دکه‌های مطبوعاتی گستردگی قابل قبولی دارد و برای هر سلیقه‌ و ذائقه‌ای می‌توان دست به انتخاب نشریه زد.

در میان نشریات تخصصی روی دکه‌ها، مهرنامه برای من غنیمتی ارزشمند است که نمی‌توانم هیچ شماره‌ای از آن را از دست بدهم. مهرنامه عنوان ماهنامه‌ای تخصصی در علوم اجتماعی [و انسانی] است که رسالت آن حسب آنچه در صفحه نخست‌اش اشاره کرده است، تفسیر جهان به جای تغییر آن در حوزه علوم اجتماعی [و انسانی] است. همین یک جمله تکلیف مخاطب را روشن می‌کند و نشان می‌دهد که خواننده نشریه باید در انتظار چه باشد. در وهله نخست آنچه من را ذوق زده می‌کند حجم سیصد صفحه‌ای مهرنامه است که هر صفحه‌‌اش پذیرای اندیشه‌هایی متنوع در زمینه‌هایی مانند علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، فلسفه، تاریخ، الهیات و ادبیات و مطالعات فرهنگی است. مسئله دوم، نحوه روایت مهرنامه است که جذابیت آن را دو چندان می‌کند، بر خلاف دیگر نشریاتی که به مسائل حوزه علوم اجتماعی می‌پردازند [و اغلب تعلق خاطرشان به نوع خاصی از اندیشه آشکار است]، محتوای مهرنامه مقاله‌محور است و با توالی آزاردهنده مصاحبه‌ها روبرو نمی‌شوید. همین مسئله وجه تحلیلی مهرنامه را ارتقا داده و سبب شده تا شماره‌های پیشین این نشریه بدون آلوده شدن بیش از اندازه به مسائل جاری یا انگاره‌های ذهنی و شخصی همچنان خواندنی باشند و حتی بتوان به آنها به عنوان مرجعی علمی استناد کرد. در کنار این دو جنبه، می‌توان هر شماره از این نشریه را به یک دوره آموزشی فشرده تشبیه کرد، دوره‌ای که در آن با اندیشه‌ها آشنا می‌شوید، از نقد و تحلیل‌های مختلف درباره اندیشه‌ها آگاه می‌شوید و به مرور فهم نسبی‌ای از موضوع کسب می‌کنید که شاید دستیابی به آن از دیگر روش‌ها به سادگی میسر نبود. به همین دلیل همیشه مطالعه مهرنامه را به همه دوستانم، به ویژه آنهایی که ذوق مطالعه دارند، توصیه کرده‌ام.

زمانی که هفته‌نامه آسمان [که گروه گرداننده آن اشتراک زیادی با مهرنامه داشت] تبدیل به روزنامه شده بود، نگران کیفیت مهرنامه بودم و اگرچه نه آسمان پایدار بود و نه در کیفیت مهرنامه تغییر جدی‌ای پدید آمد، هنوز هم نگرانی من پابرجاست. جامعه ایرانی به سرعت در حال حرکت است، سنت‌ها در حال دگرگونی‌اند و علوم اجتماعی [و انسانی] هم از این قاعده بی تاثیر نخواهد ماند. طبقه تحصیل کرده برای همگام شدن با شتاب تغییرات جهانی و محلی و آشنا شدن با علوم اجتماعی بدون واسطه و تحریف نیازمند دریافت خوراک ذهنی با کیفیت است و اگر مهرنامه به رسالتش پایبند بماند، یکی از مهمترین تامین کنندگان این خوراک فکری خواهد بود. پایداری سنتی که مهرنامه پرورش داده و به جای گذاشته است، از هر زاویه که بدان نگاه کنیم، برای جامعه ایرانی حیاتی‌ست. سنتی که به جای تلاش برای اثبات و به کرسی نشاندن قرائتی خاص از اندیشه درصدد تبیین و تفسیر اندیشه‌هاست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *