Category: استراتژی و مدیریت

انتخاب استراتژی در محیط بین الملل

به طور معمول اشاره به انتخاب استراتژی برای سازمان، ذهن مخاطبان را به سوی مدل‌ها و مفاهیم متداول استراتژی معطوف می‌کند. در نگاه نخست، برای انتخاب استراتژی سازمان باید در ابتدا از مرحله توسعه گزینه‌های استراتژیک عبور کرد و طی کردن این مرحله نیز مستلزم تحلیل محیط داخلی و خارجی و استفاده از مدل‌هایی مانند الگوی شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید یا مدل پنج نیروی رقابتی است. خروجی این تحلیل‌ها مجموعه‌ای از گزینه‌های استراتژیک را پیش روی سازمان قرار می‌دهد و انتخاب استراتژی حاصل تصمیم‌گیری مدیران ارشد و استراتژیست‌های سازمان از میان مجموعه گزینه‌های ممکن است. اما اشخاصی که تجربه مشارکت در تدوین و انتخاب استراتژی واقعی برای سازمان‌ها را دارند، از نقص این نوع نگاه به خوبی آگاهند و می‌دانند که فرایند شکل‌گیری استراتژی به این سادگی نیست. استراتژی از تحلیل و تلفیق چند ماتریس به دست نمی‌آید، پیچیدگی‌های طراحی و انتخاب استراتژی اغلب بیشتر از آن چیزی‌ست که در الگوهای فرایندی به منظور ساده‌سازی مفهوم برای عموم مخاطبان مورد اشاره قرار می‌گیرد. به موازات پیچیدگی‌های ذاتی موجود در فرایند انتخاب استراتژی فارغ از نوع سازمان، صنعت یا ساختار اقتصادی؛ انتخاب استراتژی با گسترش دامنه فعالیت‌های سازمان از موقعیت محلی و مرزهای ملی به محیط بین‌الملل پیچیده‌تر خواهد شد. ادامه نوشته

ساختار: استراتژی یا منابع انسانی

در بسیاری از سازمان‌ها هنگامی‌که صحبت از مسائل ساختاری و بازطراحی یا بهینه‌سازی ساختار سازمان می‌شود، نگاه‌ها معطوف به واحد منابع انسانی و متخصصان یا مشاوران منابع انسانی می‌شود. روال معمول این است که متخصصان واحد منابع انسانی با مشارکت مشاورانی از همین حوزه به بررسی فرایندهای سازمان می‌پردازند، این فرایندها را در قالب وظایف شغلی دسته‌بندی می‌کنند و سپس گروه‌های همگن شغلی را به صورت واحدهای سازمانی تعریف می‌کنند. گام بعدی نیز اختصاص به تعریف شرح شغل، شرایط احراز آن و سازوکار هماهنگی افقی و عمودی میان شغل‌ها و واحدها دارد. حتی زمانی‌که سازمان در قالب ساختارهای مبتنی بر محصول یا مشتری سازماندهی می‌شود، همین فرایند در سطح دوم و پس از تجزیه سازمان در قالب چند گروه عمده محصول یا مشتری عملیاتی می‌شود. عمدتاً با این نگاه به ساختار مخالفم و معتقدم که مسائل ساختاری بیش از آنکه در حیطه موضوعات منابع انسانی باشد، به حوزه استراتژی مرتبط است و به همین دلیل تصمیم‌گیری درباره الگوهای ساختاری، بهینه‌سازی و بازطراحی ساختار باید به متخصصان استراتژی سپرده شود. اما، چرا ساختار را در حیطه استراتژی تعریف می‌کنم؟ ادامه نوشته

بازی برد : راهکارهای دستیابی به استراتژی برد

هفته‌ای که گذشت، برای من با چاپ نخستین کتابم با عنوان ” بازی برد : راهکارهای دستیابی به استراتژی برد ” همراه بود. این کتاب ترجمه‌ای از “Playing to Win: How Strategy Really Works” است که در سال ۲۰۱۳ توسط آلن لافلی (مدیرعامل پی‌اندجی) و راجر مارتین (استاد دانشکده کسب‌وکار روتمن) نوشته شده و توسط انتشارات دانشکده کسب‌وکار هاروارد به چاپ رسیده است و از زمان انتشار به عنوان یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های آمازون و وال استریت ژورنال مطرح بوده است. نسخه ترجمه کتاب نیز توسط دوستان خوبم در انتشارات آریانا قلم چاپ شده و این فرصت را داشتم تا کتابم برای نخستین بار در بخش علمی کاربردی دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت عرضه شود. ادامه نوشته

استراتژی چه نیست؟

یکی از مسائلی که در پروژه‌های مشاوره و در کارگاه‌های آموزشی با آن روبرو هستم، درک نادرست مخاطبان از مفهوم استراتژی است. در هر سازمانی که مشغول به کار بوده باشید، حتماً با واژه استراتژی برخورد کرده‌اید. بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها در بولتن‌ها و نشریات داخلی به بخش‌هایی از استراتژی‌شان اشاره می‌کنند؛ مدیران سازمان در جلسات داخلی یا در نشست‌های خبری به تصمیمات استراتژیک جدید اشاره می‌کنند؛ حتی ممکن است بخشی از استراتژی‌های شرکت در قالب تابلو یا پوستر در داخل سازمان به نمایش درآمده باشد. اما با وجود همه اینها، بسیاری از مدیران و کارکنان درک صحیحی از این مفهوم ندارند. وقتی مدیران و کارکنان سازمان از استراتژی تعریف صحیحی نداشته باشند، نمی‌توانند آن را به ذی‌نفعان و مراجعان‌شان انتقال دهند. نتیجه چنین وضعیتی، ذهنیت آشفته انسان‌ها و گفتمان مبهمی‌ست که تحت عنوان استراتژی از آن سخن به میان می‌آید. در این یادداشت کوتاه قصد ندارم تعریف صحیح و دقیق استراتژی را ارائه دهم [و البته ادعای آن را هم ندارم]، بلکه می‌خواهم حسب تجربه و مشاهدات شخصی‌ام، به چیزهایی اشاره کنم که استراتژی نیستند! ادامه نوشته

پنج چالش برنامه ریزی استراتژیک در شرکت های کوچک

بکارگیری استراتژی منحصر به شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ نیست. حتی اگر شرکت کوچکی با کارمندانی به تعداد انگشتان یک دست داشته باشید، باز هم برای دستیابی به موفقیت در حوزه کاریتان به استراتژی نیاز دارید. استراتژی شما را برای هدایت کسب‌وکار در فضای پرتلاطم بازار و استفاده از قابلیت‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌ها یاری می‌کند. اگر بخواهیم نگاه تمثیل‌واری به استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک در کسب‌وکارهای کوچک داشته باشیم، می‌توانیم آن را به نقشه‌ای تشبیه کنیم که راهبر کسب‌وکار (کارآفرین/مالک/ مدیر/ سرمایه‌گذار) از آن برای رسیدن به قلعه گنج استفاده می‌کند و طبیعی است که حتی با وجود در دست داشتن نقشه، رسیدن به قلعه گنج بدون خطر نیست! ادامه نوشته