Category: استراتژی و مدیریت

کارگاه آموزش استراتژی و تصمیم‌گیری استراتژیک

از زمستان امسال، ساختار و محتوای کارگاه جدیدی را به منظور آموزش استراتژی برای سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری طراحی کرده‌ام. در این کارگاه به جای تمرکز روی آموزش برنامه ریزی استراتژیک با روش کلاسیک، به تدریس رویکردهای مختلف نسبت به استراتژی بر اساس الگوی شرکت مشاوره مدیریت بی‌سی‌جی می‌پردازم و درباره مدل‌ها و روش‌های مختلف برای تدوین و تنظیم استراتژی و تصمیم‌گیری استراتژیک بر حسب ویژگی‌های خاص هر صنعت و شیوه استفاده از هرکدام از مدل‌ها و روش‌ها صحبت می‌کنم. به علاوه، این کارگاه همراه با تحلیل نمونه‌هایی از روش به‌کارگیری هر مدل در سازمان‌های مشابه با سازمان مخاطبان کارگاه همراه خواهد بود.

شرایط برگزاری کارگاه آموزش استراتژی انعطاف‌پذیر است و حتی می‌توان آن را در قالب ترکیبی از آموزش و مشاوره هم اجرا کرد. در صورت تمایل برای دریافت سرفصل و هماهنگی درخصوص برگزاری کارگاه با من در تماس باشید تا در اولین فرصت طرح پیشنهادی برگزاری کارگاه و اطلاعات تکمیلی را در اختیارتان قرار دهم.

چالش‌های ارزش‌آفرینی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

شرکت‌های چندکسب‌وکاره (یا هلدینگ‌ها) روش‌های متنوعی برای خلق ارزش از طریق اداره مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان در اختیار دارند. به طور کلی، فعالیت در قالب یک شرکت چندکسب‌وکاره زمانی دارای توجیه است که ستاد بتواند با راهبری و اعمال سازوکارهای سرپرستی به سطحی از ارزش‌آفرینی دست یابد که: (۱) از جمع جبری ارزش خلق‌شده در تک تک شرکت‌های زیرمجموعه بیشتر باشد؛ و (۲) از ارزشی که ممکن است یک شرکت دیگر بتواند با اداره همان سبد کسب‌وکار خلق کند، نیز بیشتر باشد. با این وجود، نگاهی به عملکرد و بازده بسیاری از شرکت‌های چندکسب‌وکاره در دوره‌های بلندمدت روندی متناقض را نسبت به منطق ارزش‌افزایی نشان می‌دهد. شرکت‌های چندکسب‌وکاره از طریق مزیت‌های مالی، هدایت استراتژیک، دارایی‌ها و کارکردهای ویژه ستاد، مداخلات عملیاتی و ایجاد هم‌افزایی قادرند در مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان ارزش‌آفرینی کنند. اما در نقطه مقابل، پنج مولفه تخصص و مهارت‌های ناکافی، فرایندهای ناکارآمد، پیچیدگی، تخصیص نادرست منابع و اهداف متضاد غالبا سبب نابودی ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره می‌شوند. در این یادداشت نگاهی به این پنج مولفه خواهیم داشت. ادامه نوشته

تحلیل: خرید هواپیما چه اندازه به توسعه صنعت هوایی کمک می‌کند؟

خرید هواپیما و نوسازی ناوگان هوایی یکی از مسائل مورد توجه رسانه‌های خبری داخلی و خارجی از زمان انعقاد تفاهم‌نامه خرید هواپیماهای ایرباس بوده است. نکته‌ای که در ضمن انعقاد تفاهم‌نامه با ایرباس و پس از آن با شرکت‌های اِی‌تی‌آر، بوئینگ و میتسوبیشی مورد اشاره مدیران ارشد صنعت هوایی قرار گرفته است، رساندن ایران به جایگاه هاب منطقه‌ای است. شکی نیست که صنعت هوایی در ایران نیازمند تحولات جدی است و نوسازی ناوگان هوایی، به سبب مستهلک شدن تعداد زیادی از هواپیماهای در حال استفاده در خطوط هوایی ایران یکی از مهم‌ترین مولفه‌های این تحول است. اما آیا نوسازی ناوگان هوایی بهترین استراتژی برای رسیدن به جایگاه هاب منطقه‌ای است؟ اجازه بدهید گامی فراتر برویم و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا دستیابی به جایگاه هاب منطقه‌ای می‌تواند چشم‌انداز مناسبی برای صنعت هوایی ایران باشد؟ در این یادداشت کوتاه، نگاهی به چند نکته خواهم داشت که می‌تواند در تحلیل این مسئله مورد استفاده قرار بگیرد. ادامه نوشته

کافه بازاریابی و نقد کتاب بازی برد

در هفته اخیر، سرکار خانم یاسمن کریم‌پور در یادداشتی به نقد و بررسی نخستین کتابم، یعنی “بازی برد: راه‌کارهای دستیابی به استراتژی برد” در وب‌سایت کافه بازاریابی پرداخته است. یادداشتی که برای کتابم نوشته شده، به خوبی جوهره کتاب را هدف قرار داده و زوایای متعدد آن را به تصویر کشیده است. تصور می‌کنم سنت نقد و نوشتن از کتاب‌ها می‌تواند تاثیر اهرمی خوبی بر میزان سرانه مطالعه داشته باشد و کافه بازاریابی نیز بنا به رسالت تخصصی خود، تاکنون کتاب‌های مختلفی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. آنچه شیرینی این نقد را برای من دلچسب‌تر کرده، نگاه مثبت جناب آقای دکتر محمدیان نسبت به ترجمه این کتاب است که خاطرات کلاس‌های ایشان را برایم تداعی می‌کند. برای مطالعه یادداشت منتشره در کافه بازاریابی می‌توانید به نقد کتاب بازی برد: از تفکر تا عمل، از عمل تا پیروزی و باز هم پیروزی مراجعه کنید.

بنیان‌های مزیت رقابتی و خلق ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

چرا به طور روزافزون در فضای اقتصادی با شرکت‌ها و بنگاه‌هایی روبه‌رو هستیم که در چندین حوزه کسب‌وکار به فعالیت مشغول‌اند؟ اگر بخواهیم به چنین پرسشی پاسخ بدهیم، پیش از هر چیز باید علت را در منطق اقتصادی جست‌وجو کنیم. گسترش مقبولیت و مطلوبیت شرکت‌های چندکسب‌وکاره به طور مستقیم از انتظار مالکان نسبت به خلق ارزش در نتیجه افزایش تعداد حوزه‌های کسب‌وکار و گسترش دامنه فعالیت‌های شرکت تاثیر می‌پذیرد. با فهم این موضوع، چند پرسش بنیادین روبه‌روی ما قرار می‌گیرد: خلق ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره چگونه است؟ چه تفاوت‌هایی میان خلق ارزش در یک شرکت چندکسب‌وکاره و یک شرکت تک‌کسب‌وکاره وجود دارد؟ در یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام، به مسئله مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب‌وکار یا شرکت‌های چندکسب‌وکاره اشاره کرده بودم. در این یادداشت، با تمرکز روی نقش ستاد در شرکت‌های چندکسب‌وکاره و استفاده از نتایج تحقیقات شرکت مشاوره مدیریت بی‌سی‌جی، به جمع‌بندی دقیق‌تری از مفهوم مزیت رقابتی در این دسته از شرکت‌ها می‌پردازم و وجوه گوناگون مزیت رقابتی و قابلیت خلق ارزش را بر اساس کارکردهای ویژه ستاد تشریح می‌کنم. ادامه نوشته