آرشیو

به استراتژی و مدیریت

چالش پایداری کسب‌وکار در ایران

پایداری کسب‌وکار یکی از اساسی‌ترین مسائل و چالش‌های فضای کسب‌وکار در ایران است. همه ما نمونه‌های زیادی از شرکت‌ها، بنگاه‌ها، برندها و محصولات را سراغ داریم که بعد از یک دوره زمانی درخشان، رو به افول رفته و رها شده‌اند. بدین ترتیب نامی که زمانی در تاریخچه فضای کسب‌وکار کشور نقشی بر عهده داشته است، از دست می‌رود و به تبع آن بخشی از سرمایه معنوی کشور نابود می‌شود. نام‌هایی مثل ارج، آزمایش، علاالدین، پارس‌الکتریک، کفش بلا و نساجی مازندران از نمونه‌های شناخته‌شده‌ای هستند که با تعطیلی‌شان بخشی از سرمایه معنوی کشور از دست رفته است. به این نام‌ها باید شرکت‌ها، کسب‌وکارها و برندهایی مثل پیکان، گل‌آقا، وقایع‌اتفاقیه، فروشگاه‌های قدس، اشی‌مشی، پلاسکو، سینما رادیوسیتی، سینما نیاگارا، باشگاه شاهین و نمونه‌های متعدد دیگری مانند اینها را هم افزود که هر کدام بنا به دلیلی فروپاشیده و رها شده‌اند. این روزها به واسطه شروع یک پروژه مشاوره جدید که بخش مهمی از صورت مسئله آن پایداری کسب‌وکار کارفرماست، ذهنم بیش از پیش مشغول این صورت مسئله شده است. به همین دلیل در این یادداشت، قصد دارم تا طرح موضوعی در این باره داشته باشم. بیشتر بخوانید …

هفت نکته برای یادگیری استراتژی به صورت علمی و عملی

بسیاری از کارشناسان برنامه‌ریزی و مدیران سازمان‌ها استراتژی را فقط در قالب کتابچه‌های قطور تحلیل محیط داخلی و خارجی، ماتریس سوات و مجموعه‌ای پیچیده از اهداف کمّی می‌پندارند. چنین برداشتی عمدتاً فاقد روح واقعی استراتژی است. استراتژی علم و هنر تصمیم‌گیری و تخصیص منابع است و استراتژی‌هایی که تصمیم‌گیری و تخصیص منابع را امکان‌پذیر نسازند، نمی‌توانند سازمان را در مسیر دستیابی به یک چشم‌انداز ارزشمند راهبری و هدایت کنند کتابچه‌ها و جدول‌ها هیچ سازمانی را دگرگون نساخته‌اند، این تصمیمات جسورانه استراتژیک است که سازمان‌ها را سال‌ها در کوران رقابت حفظ می‌کند و به آنها توان مقابله با چالش‌ها و تهدیدهای فضای کسب‌وکار را می‌دهد. برای آنکه بتوان استراتژی‌های اثربخشی را طراحی و تدوین کرد، به هر دو روی سکه، یعنی هم به علم و هم به هنر استراتژی نیاز است و دستیابی به چنین مهارتی نیازمند نگاه همه‌جانبه، نقادانه و به دور از سوگیری است. در این یادداشت به هفت نکته اشاره کرده‌ام که می‌توانند به ما برای یادگیریِ بهتر استراتژی کمک کنند. بیشتر بخوانید …

بهره‌گیری از عوامل کلیدی موفقیت در تدوین استراتژی

در بیشتر مواقع برای ارزیابی وضعیت یک شرکت یا طراحی و تدوین استراتژی نیاز به درک عوامل کلیدی موفقیت (که برخی مشاوران و محققان از آنها با عنوان Key Success Factors و برخی دیگر با عنوان Critical Success Factors یاد می‌کنند) داریم. این یعنی بتوانیم عوامل کلیدی موفقیت مربوط به آن صنعت را شناسایی کنیم و سپس، با در نظر گرفتن ابعاد خاص مدل کسب‌وکار آن شرکت به بازبینی و تکمیل فهرست‌مان از عوامل کلیدی موفقیت بپردازیم. دو نکته‌ای که در این یادداشت روی‌شان تمرکز دارم، چگونگی شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و سپس، بهره‌گیری اثربخش از این عوامل برای کسب مزیت و جایگاه رقابتی برتر در بازار است. بیشتر بخوانید …

کارگاه آموزش استراتژی و تصمیم‌گیری استراتژیک

از زمستان امسال، ساختار و محتوای کارگاه جدیدی را به منظور آموزش استراتژی برای سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری طراحی کرده‌ام. در این کارگاه به جای تمرکز روی آموزش برنامه ریزی استراتژیک با روش کلاسیک، به تدریس رویکردهای مختلف نسبت به استراتژی بر اساس الگوی شرکت مشاوره مدیریت بی‌سی‌جی می‌پردازم و درباره مدل‌ها و روش‌های مختلف برای تدوین و تنظیم استراتژی و تصمیم‌گیری استراتژیک بر حسب ویژگی‌های خاص هر صنعت و شیوه استفاده از هرکدام از مدل‌ها و روش‌ها صحبت می‌کنم. به علاوه، این کارگاه همراه با تحلیل نمونه‌هایی از روش به‌کارگیری هر مدل در سازمان‌های مشابه با سازمان مخاطبان کارگاه همراه خواهد بود.

شرایط برگزاری کارگاه آموزش استراتژی انعطاف‌پذیر است و حتی می‌توان آن را در قالب ترکیبی از آموزش و مشاوره هم اجرا کرد. در صورت تمایل برای دریافت سرفصل و هماهنگی درخصوص برگزاری کارگاه با من در تماس باشید تا در اولین فرصت طرح پیشنهادی برگزاری کارگاه و اطلاعات تکمیلی را در اختیارتان قرار دهم.

چالش‌های ارزش‌آفرینی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره

شرکت‌های چندکسب‌وکاره (یا هلدینگ‌ها) روش‌های متنوعی برای خلق ارزش از طریق اداره مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان در اختیار دارند. به طور کلی، فعالیت در قالب یک شرکت چندکسب‌وکاره زمانی دارای توجیه است که ستاد بتواند با راهبری و اعمال سازوکارهای سرپرستی به سطحی از ارزش‌آفرینی دست یابد که: (۱) از جمع جبری ارزش خلق‌شده در تک تک شرکت‌های زیرمجموعه بیشتر باشد؛ و (۲) از ارزشی که ممکن است یک شرکت دیگر بتواند با اداره همان سبد کسب‌وکار خلق کند، نیز بیشتر باشد. با این وجود، نگاهی به عملکرد و بازده بسیاری از شرکت‌های چندکسب‌وکاره در دوره‌های بلندمدت روندی متناقض را نسبت به منطق ارزش‌افزایی نشان می‌دهد. شرکت‌های چندکسب‌وکاره از طریق مزیت‌های مالی، هدایت استراتژیک، دارایی‌ها و کارکردهای ویژه ستاد، مداخلات عملیاتی و ایجاد هم‌افزایی قادرند در مجموعه شرکت‌ها و کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان ارزش‌آفرینی کنند. اما در نقطه مقابل، پنج مولفه تخصص و مهارت‌های ناکافی، فرایندهای ناکارآمد، پیچیدگی، تخصیص نادرست منابع و اهداف متضاد غالبا سبب نابودی ارزش در شرکت‌های چندکسب‌وکاره می‌شوند. در این یادداشت نگاهی به این پنج مولفه خواهیم داشت. بیشتر بخوانید …