آرشیو

به مشاوره مدیریت

کارگاه تخصصی عارضه یابی پیاده سازی استراتژی

یکی از موضوعات تخصصی و مورد علاقه‌ام در میان حوزه‌های متنوع مدیریت استراتژیک، مسئله “پیاده‌سازی استراتژی” است که در سال‌های اخیر آن را در قالب پایان‌نامه (دوره کارشناسی ارشد)، مقالات متعدد و برگزاری دوره‌های آموزشی و ارائه خدمات مشاوره و عارضه یابی پیاده سازی استراتژی پیگیری کرده‌ام. اگر تجربه حضور در سازمان‌های مختلف به عنوان محقق یا مشاور را داشته باشید، حتماً با انبوهی از برنامه‌ها و اسناد استراتژیک روبه‌رو شده‌اید که فقط در حد ایده‌هایی روی کاغذ باقی مانده‌اند و عملیاتی نشده‌اند. پرسشی که در مواجهه با این وضعیت مطرح می‌شود، منشأ و علت عدم موفقیت سازمان در پیاده‌سازی استراتژی‌هایی‌ست که بعضاً با صرف زمان و هزینه‌های فراوان طراحی شده‌اند؛ دلیل اصلی به شکست انجامیدن برنامه‌ریزی‌های استراتژیک را باید در ورودی ضعیف برای مرحله اجرا جست‌وجو کرد یا این دلایل ناشی از موانع پسااجرایی هستند؟ زمینه و بستر پیاده‌سازی استراتژی نقش تاثیرگذارتری در اجرای موفق دارند یا باید بیش از زمینه به محتوا و ماهیت استراتژی توجه کرد؟ بیشتر بخوانید …

مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب و کار

بدون شک، “مزیت رقابتی” از پر کاربردترین کلید واژگان تخصصی در حوزه استراتژی است و محتوای بحث‌های مدیریت استراتژیک در سطح کسب‌وکار، عمدتاً معطوف به کسب مزیت رقابتی است. مزیت رقابتی پیشران دستیابی به ارزش است؛ در واقع، مزیت رقابتی امکان خلق، حفاظت و بهره‌برداری از ارزش را برای کسب‌وکارها فراهم می‌آورد. بنابراین، در هر اشاره مستقیم به مزیت رقابتی، با اشاره غیرمستقیمی به مسئله ارزش روبه‌رو هستیم. اما مسئله ارزش محدود به سطح کسب‌وکار (Business-Level) نیست و می‌توان آن را در سطوح گروه کسب‌وکار (Corporate-Level) و کارکردی (Functional-Level) نیز مورد بررسی قرار داد. در اینجا، پرسش به چگونگی خلق ارزش در سطوح گروه کسب‌وکار [یا آنچه گاهی به سطح شرکت، سطح بنگاه مادر یا سطح بنگاه ترجمه شده است] و کارکردی اختصاص دارد؛ آیا خلق ارزش در سطح گروه کسب‌وکار یا سطح کارکردی از همان منطق مزیت رقابتی در سطح کسب‌وکار پیروی می‌کند؟ به عبارت دیگر، آیا با همان نگاه حاکم در سطح کسب‌وکار به مزیت رقابتی، می‌توانیم مسئله ارزش را در سطح گروه مورد بررسی قرار دهیم؟ در این یادداشت، نگاهی به خلق ارزش در سطح گروه خواهم داشت. بیشتر بخوانید …

دام متدولوژی مشاوره مدیریت

در پروژه‌های مشاوره مدیریت، تنظیم و تحویل پروپوزال و معرفی متدولوژی تیم مشاوره برای ارائه خدمات، نقطه آغازین فرایند است. پروپوزال پروژه معمولاً شرحی از نتایج مورد انتظار و روش حصول این نتایج را شامل می‌شود. بنابراین، معرفی متدولوژی نقطه کانونی پروپوزال است و سازمان کارفرما نیز بر اساس متدولوژی درباره عقد قرارداد با تیم مشاوره تصمیم می‌گیرد. در برخی موارد نیز، سازمان کارفرما بنا بر الزامات مورد نظر خود متدولوژی خاصی را برای اجرای پروژه در نظر می‌گیرد و خواستار تنظیم پروپوزال و اجرای پروژه حول آن متدولوژی است. البته، روشن است که منظورم از مشاوره مدیریت در این یادداشت، پروژه‌هایی‌ست که به یک تیم مشاوره ارجاع داده می‌شود و می‌توان نمونه‌های متعددی از آنها را با عناوینی مانند پروژه برنامه‌ریزی استراتژیک، پروژه طراحی ساختار، پروژه مدل ارزیابی شایستگی کارکنان یا پروژه کنترل کیفیت یافت. بر این اساس، متدولوژی تا چه اندازه می‌تواند نقش محوری را در پروژه‌های مشاوره مدیریت داشته باشد؟ در این یادداشت کوتاه با تمرکز بر حوزه استراتژی، به چند نکته درباره متدولوژی مشاوره مدیریت و دام‌های نهفته بر سر راه آن اشاره می‌کنم. بیشتر بخوانید …

تحلیل: آموزش مشاوره مدیریت با دوره دانشگاهی؟

تقریباً همه دانشگاهیان از این مسئله آگاهند که نظام آموزشی رسمی در ایران با استانداردها و عرف جهانی فاصله زیادی دارد. منظورم از استاندارد جهانی منحصر به استانداردهای دانشگاهیِ جوامع توسعه یافته نیست، بلکه نظام آموزش رسمی ایران حتی در سطح استانداردهای چین، هند و ترکیه هم حرفی برای گفتن ندارد. محتوای دوره، دروس ارائه شده، منابع درسی، کیفیت پایان‌نامه‌ها، نسبت سرانه استاد به دانشجو، نظام چاپ و انتشار مقالات علمی، فضای آموزشی، امکانات مکمل نظیر کتابخانه و آزمایشگاه، محیط دانشگاه، برنامه‌های جانبی و بسیاری از دیگر پارامترهای دانشگاهی، حتی در بهترین دانشگاه‌های ایران، قابلیت مقایسه با نمونه‌های منطقه‌ای را هم ندارند و با این حال پیشتازیِ علمیِ منطقه در سند استراتژی ملی ذکر شده است! [یک توضیح مهم و تکراری اینکه، تعداد مقالات به هیچ عنوان نشان‌دهنده رشد علمی نیست، هرچند که در آمار این مقالات به چاپ رسیده هم جای تشکیک است.] در این یادداشت ادعای پرداختن به چالش‌های آموزش رسمی در ایران و ارائه راهکار برای آنها را ندارم. نکته محوری این یادداشت متمرکز بر چیزی‌ست که تصور می‌کنم در آینده نزدیک به یکی از تهدیدهای اساسی در حیطه رشته مدیریت تبدیل خواهد شد: آموزش مشاوره مدیریت در دانشگاه! بیشتر بخوانید …

شناسایی مسئله در پروژه های مشاوره مدیریت (بخش پایانی)

در مجموعه یادداشت‌هایی که تاکنون درباره شناسایی مسئله در پروژه‌های مشاوره مدیریت منتشر کرده‌ام، به واکاوی موضوع [یادداشت اول و یادداشت دوم] و تبیین دو روش [یادداشت سوم و یادداشت چهارم] برای رفع این چالش پرداخته‌ام. این یادداشت که بخش پنجم و پایانی این مطلب است به بررسی دو الگوی دیگر اختصاص دارد، به ویژه که در این یادداشت چارچوبی را معرفی خواهم کرد که به نظرم برای شناسایی مسئله پروژه‌های مشاوره مدیریت در سازمان‌های دولتی و عمومی (سازمان‌های غیرتجاری) مناسب است. هدف از این سلسله یادداشت‌ها فراهم کردن ابزارهای مختلف برای شناسایی دقیق و اثربخش مسئله در پروژه‌های مشاوره مدیریت بود، به همین دلیل در اختیار داشتن تعداد بیشتری از ابزارها، کیفیت کار مشاوران را نیز افزایش می‌دهد. دو الگویی که در این یادداشت به آنها می‌پردازم، الگوی تجزیه و تحلیل مالی و چارچوب پایایی یا پایداری است. می‌توان از این دو الگو هم در سازمان‌های تجاری و هم در سازمان‌های غیرتجاری بهره گرفت، به ویژه که مفهوم پایایی یا پایداری اخیراً توجه روزافزونی را به ویژه در کشورهای توسعه یافته به خود جلب کرده است و کم کم به استانداردی برای فعالیت‌های شرکت‌ها و سازمان‌ها تبدیل می‌شود. بیشتر بخوانید …