مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب و کار

بدون شک، “مزیت رقابتی” از پر کاربردترین کلید واژگان تخصصی در حوزه استراتژی است و محتوای بحث‌های مدیریت استراتژیک در سطح کسب‌وکار، عمدتاً معطوف به کسب مزیت رقابتی است. مزیت رقابتی پیشران دستیابی به ارزش است؛ در واقع، مزیت رقابتی امکان خلق، حفاظت و بهره‌برداری از ارزش را برای کسب‌وکارها فراهم می‌آورد. بنابراین، در هر اشاره مستقیم به مزیت رقابتی، با اشاره غیرمستقیمی به مسئله ارزش روبه‌رو هستیم. اما مسئله ارزش محدود به سطح کسب‌وکار (Business-Level) نیست و می‌توان آن را در سطوح گروه کسب‌وکار (Corporate-Level) و کارکردی (Functional-Level) نیز مورد بررسی قرار داد. در اینجا، پرسش به چگونگی خلق ارزش در سطوح گروه کسب‌وکار [یا آنچه گاهی به سطح شرکت، سطح بنگاه مادر یا سطح بنگاه ترجمه شده است] و کارکردی اختصاص دارد؛ آیا خلق ارزش در سطح گروه کسب‌وکار یا سطح کارکردی از همان منطق مزیت رقابتی در سطح کسب‌وکار پیروی می‌کند؟ به عبارت دیگر، آیا با همان نگاه حاکم در سطح کسب‌وکار به مزیت رقابتی، می‌توانیم مسئله ارزش را در سطح گروه مورد بررسی قرار دهیم؟ در این یادداشت، نگاهی به خلق ارزش در سطح گروه خواهم داشت.

در ادبیات مدیریتی، گروه کسب‌وکار به نوعی از ساختار اقتصادی اطلاق می‌شود که دربرگیرنده چندین کسب‌وکار با شخصیت حقوقی مستقل است. این کسب‌وکارها ممکن است در یک صنعت فعال باشند یا در مجموعه‌ای از صنایع همگن یا غیرهمگن پراکنده باشند. برای مثال، پی‌اندجی، جنرال الکتریک، پپسی و هیوندای از جمله شرکت‌هایی هستند که اداره تعداد زیادی از کسب‌وکارها را در صنایع همگن و ناهمگن بر عهده دارند. در واقع، گروه بدون آنکه درگیر فعالیت‌های عملیاتی باشد، نقش مالک و اداره‌کننده سبدی از کسب‌وکارها را ایفا می‌کند و بنابراین، جنس تصمیمات در سطح گروه متفاوت از جنس و نوع تصمیماتی‌ست که در سطح کسب‌وکار اتخاذ می‌شود. گروه که عمدتاً ماهیت ستادی دارد، درگیر تصمیماتی از جنس انتخاب کسب‌وکارهای جذاب، ورود به صنایع یا خروج از آنها و بهینه‌کردن سبد کسب‌وکارهایش بدون درگیر شدن در جزئیات اجرایی مستقل هر یک از آنهاست. در مقابل، در سطح کسب‌وکار، جنس تصمیمات بیشتر ناظر به چگونگی رقابت، مدیریت چرخه عمر محصول یا خدمت و حداکثرساختن کارایی فعالیت‌هاست.

خلق ارزش در سطح کسب‌وکار عموماً ناشی از برتری در ابعادی نظیر تکنولوژی، عملیات، بازاریابی، سرمایه انسانی یا هزینه بر رقبا است؛ اما در سطح گروه، خلق ارزش وابسته به نحوه اداره سبد کسب‌وکارهاست. در واقع، گروه‌های کسب‌وکار زمانی موفق خواهند بود که ارزش خلق شده ناشی از اداره سبد کسب‌وکارهایشان بیشتر از ارزشی باشد که در صورت فعالیت مستقل هرکدام از آن کسب‌وکارها قابل حصول است. بنابراین، اگر قصد داشته باشیم مفهوم مزیت را به سطح گروه تسری دهیم، باید به مولفه‌های پیشران دستیابی به ارزش در این سطح توجه کنیم که ماهیت و ابعادی متفاوت با محرک‌های خلق مزیت رقابتی در سطح کسب‌وکار دارند.

دستیابی به ارزش در سطح گروهکسب‌وکار

تحقیقات متعددی درباره مولفه‌های ایجادکننده ارزش در سطح گروه به انجام رسیده است. نکته کلیدی در درک این مسئله و یافتن پاسخ‌هایی صحیح برای آن به تعریف گروه باز می‌گردد. گروه وظیفه دارد سبد کسب‌وکارهای خود را به صورت بهینه مدیریت کند؛ به همین دلیل، پیشران‌های خلق ارزش در سطح گروه در قالب مولفه‌هایی مانند تامین مالی، ارتباطات و هم‌افزایی نمود پیدا می‌کنند. مهم‌ترین پیشران‌های خلق ارزش در این سطح شامل موارد ذیل هستند:

  • توانایی تامین مالی. تامین مالی در سطح گروه از اهمیت فراوانی برخوردار است. ستاد گروه باید بتواند مسیر توسعه کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌اش را تسهیل کند و برای این کار نیاز به دسترسی به منابع مالی ارزان قیمت دارد. حجم گردش مالی گروه‌ها که ناشی از تجمیع گردش مالی کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌شان است، دسترسی به منابع مالی را برای آنها ساده می‌کند. از سوی دیگر، ممکن است وجوه نقد حاصله از یک کسب‌وکار بالغ و رشد یافته از سوی ستاد گروه برای تامین مالی بخش‌های دیگری از سبد کسب‌وکار آن مورد استفاده قرار بگیرد که این مسئله در صورت فعالیت هر کسب‌وکار به طور مستقل امکان‌پذیر نیست. توانایی تامین مالی به ویژه در گروه‌هایی که کسب‌وکارهایی با ماهیت عملیات پروژه‌محور دارند، سهم زیادی در خلق ارزش دارد.
  • هم‌افزایی میان کسب‌وکارها. بخشی از جریان خلق ارزش در سطح گروه ناشی از ارتباطات پدیدارشده در بستر آن و منطق ارزش‌افزایی است. کمپل و همکارانش در کتاب‌شان [Strategy for the Corporate Level, 2nd Ed., 2014] خلق ارزش از منطق ارزش افزایی را در دو مسیر قابل تصور می‌دانند؛ ممکن است ارزش ناشی از رابطه گروه با کسب‌وکارها (رابطه عمودی) باشد یا ارتباط میان کسب‌وکارهای مختلف زیرمجموعه گروه (رابطه افقی) سبب خلق ارزش شود. شرکت‌های چند کسب‌وکاره زمانی قادر به خلق ارزش هستند که بتوانند این گونه هم‌افزایی‌ها را ایجاد و آنها را به کارآمدترین شیوه اداره کنند، به ویژه هنگامی‌که کسب‌وکارهایشان در امتداد یک زنجیره ارزش قرار گرفته باشد.
  • تاثیرگذاری بر جهت‌گیری استراتژیک. یکی از پیشران خلق ارزش در سطح گروه، توان آن برای تاثیرگذاری بر جهت‌گیری‌های استراتژیک در سطح کسب‌وکار و ایجاد یکپارچگی میان کسب‌وکارهای مختلف است. یکپارچگی استراتژیک قدرت و دامنه عملکرد کسب‌وکارهای گروه را در برابر فشارهای محیط بیرونی، به ویژه فشارهای ناشی از بازار بورس، رسانه‌ها و ذی‌نفعان نهادی افزایش می‌دهد. برای نمونه، شرکت‌هایی که کسب‌وکارهای متنوعی در حوزه خدمات مالی مانند بانک، بیمه، کارگزاری بورس، لیزینگ و تامین سرمایه را اداره می‌کنند، به خوبی از تاثیر جهت‌گیری استراتژیک یکپارچه در به حداکثررساندن خلق ارزش آگاهی دارند.
  • منابع و قابلیت‌های متمرکز. خلق ارزش از طریق فراهم آوردن منابع و قابلیت‌های متمرکز برای مجموعه کسب‌وکارها نیز ممکن است. وقتی درباره منابع صحبت می‌کنیم، به طور ناخودآگاه به منابعی از قبیل پول، ساختمان و تجهیزات فکر می‌کنیم. اما منظورم از منابع و قابلیت‌های متمرکز در سطح گروه مواردی از قبیل نظام حاکمیت شرکتی، مدیریت مسائل حقوقی، تحقیقات بازار، نظام متمرکز فناوری اطلاعات و یا مزیت هزینه گروه کسب‌وکار است. به علاوه، برخی شرکت‌های چند کسب‌وکاره قابلیت‌های ویژه‌ و پیشینه درخشانی در خلق برند دارند که می‌تواند برای کسب‌وکارهای زیرمجموعه آنها بسیار ارزشمند باشد؛ نمونه چنین شرکت‌هایی را می‌توان در صنایع غذایی یا صنعت شوینده‌ها و لوازم بهداشتی مشاهده کرد.
  • متوازن ساختن سبد کسب‌وکار. دیگر پیشران خلق ارزش در سطح گروه، توان مدیران برای متوازن ساختن سبد کسب‌وکارها از طریق ادغام (Merger)، تملیک (Acquisition) و یا قطع ارتباط (Disengagement) است. گروه‌های کسب‌وکار قدرتمند جهانی به طور پیوسته سبد کسب‌وکارهایشان را ارزیابی می‌کنند و ترکیب سبد را با افزودن عناصر جدید یا حذف کسب‌وکارهای موجود متوازن می‌سازند. در واقع، توان مدیریت در بر عهده گرفتن مسئولیت و تصمیم‌گیری درباره استراتژی‌های ادغام و تملیک یا قطع ارتباط یکی از کلیدی‌ترین گلوگاه‌های مدیریت موفق در سطح گروه است.

فهرست پیشران‌های ارزش در سطح گروه محدود به این پنج مولفه نیست، اما بر حسب مطالعات و تجربه‌های شخصی اندکم تصور می‌کنم این پنج مولفه نقش بسزایی در ارتقای توان رقابت گروه‌ها و سبد کسب‌وکارهایشان دارند. تجربه شرکت‌های چند کسب‌وکاره جهانی نیز تاییدکننده اهمیت این مولفه‌هاست. با این وجود، فعالیت در نظام‌های اقتصادی مختلف و نوع قوانین شرکت‌داری در کشورهای گوناگون ممکن است پیشران‌های متنوع دیگری را نیز برای خلق ارزش در سطح گروه مطرح کند.

One comment on “مزیت رقابتی و خلق ارزش در سطح گروه کسب و کار

  1. جواد حبیبی گفت:

    باسلام
    لطفا پیشران های اصلی ارزش را توضیح دهیدونام ببرید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *