به عنوان مشاور استراتژی، بارها با این مسئله مواجه شده‌ام که سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا به همه فرصت‌ها و موقعیت‌ها پاسخ بله بدهند. نتیجه چنین رویکردی سازمان‌های بدقواره‌ای است که تبِ استفاده از پیشوند هلدینگ را دارند و با حضور پراکنده در کسب‌وکارهای گوناگون، عملکردی ضعیف و پایین‌تر از حد متوسط دارند. اگر بخواهم به یک جزء کلیدی از مفهوم استراتژی اشاره کنم؛ باید بگویم که “انتخاب جوهره استراتژی است” و سازمان‌ها باید به دنبال استراتژی‌هایی باشند که انتخاب‌های روشنی را پیش روی‌شان گذاشته و مانع پراکندگی و هدررفت تلاش‌های‌شان باشد. باید به یاد داشته باشیم که “اگر همه چیز در اولویت باشد، هیچ چیز در اولویت نیست” و انتخاب مواردی که در اولویت نیستند، یکی از مسئولیت‌های استراتژیک مدیران ارشد هر سیستم اقتصادی-اجتماعی است.

+ پانوشت: اگر علاقه‌مند به مطالعه پیرامون نگاه به استراتژی در قالب “انتخاب” هستید، توصیه می‌کنم کتاب بازی برد: راهکارهای دستیابی به استراتژی برد را بخوانید. الگوی طراحی استراتژی در کتاب بازی برد منطبق بر همین منطق “انتخاب” است.